
پرسپولیس با یکصدهزار نفر هوادار میزبان بنیادکار ازبکستان بود که اگر هر یک هوادار فقط یک آرزو داشته باشد، یکصدهزار آروز پرپر شد. مهم نیست ! تیمی که بازیکنانش تو روی سرمربی به او فحش بدهند، تیمی که هر روز سر تمریناتش درگیری و دعوا باشد، تیمی که پول اقامت میهمانانش در « هتل » را نداشته باشد بدهد، باید هم ببازد! همین الآن بدلیل بدهی ۷ میلیون تومانی باشگاه پرسپولیس به هتل لاله، کارت شناسایی بنده و خیلی از دوستان در هتل گرو مانده است!
دیروز پس از باخت، حامد مومنی ( مترجم وینگادا )، بعض کرده بود ... شب از هتل تماس گرفتم با او البته به دلیل مسابقه حساس منچستر و بارسا، ادامه صحبتهایمان به بعد موکول شد ... خیلی اتفاقات در این چند ماه افتاد که از زبان حامد خواهم شنید و خواهم نوشت ... باید این فوتبال کثیف را « قهوه ای » کرد!
دیروز البته روز پیروزی من بود ! دیروز برای اولین بار، خودم به تنهایی مسئولیت نظارت و نمایندگی پخش تلویزیونی مسابقه برای WSG را بر عهده داشتم. همه ی همکارانم در عربستان حضور داشتند، و مسئولیت مسابقه تهران به من سپرده شده بود ، که به یاری خدا بودن نقص و بطور کامل از عده ی انجام آن برآمدم و اوین پیروزی کاری ام در World Sport Group ( مسئول بازاریابی، تبلیغات و پخش تلویزیونی مسابقات کنفدراسیون فوتبال آسیا ) را بدست آوردم.
دوست خیلی عزیز و دوست داشتنی دارم به نام علی کاظمی مجرد . این عکاس تنبل و حاشیه ای، دیروز در ورزشگاه آزادی و به دلیل همین حاشیه ای بودنش، توسط عوامل یگان ویژه نیروی انتظامی بازداشت شد. کاملاً در جریان قضیه هستم، هم صحبتهای علی را شنیدم، و هم بعد از مسابقه با سرهنگ سامانی، فرمانده حفاظت اطلاعات یگان ویژه ناجا صحبت کردم. کار علی کاظمی کار چندان درستی نبود، در حقیقت اشتباه بود. در فاصله فقط چند روز تا انتخابات، استفاده از چنین تصاویری مثل ضرب و شتم تماشاگرنماها توسط پلیس، کار چندان عقلانی نیست. البته برخورد بعضی از عوامل یگان با علی هم به هیچ عنوان قابل قبول نبوده و در شان یک نیروی مسلح نیست. دلیلش شاید « حاضر جوابی » علی در مقابل نیروهای یگان بوده است. سرهنگ سامانی، از فرماندهان زحمتکش یگان ویژه ی پاسداران ناجا است و البته از دوستان بسیار خوب و بزرگوار من؛ شاید ایشان هم در شرایط خوبی نبوده و درگیری ها و آشوب های پایان مسابقه مسابقه توسط اراذل و اوباش و تماشاگرنما ها می تواند مهم ترین عاملش باشد ... هفته ی آینده حتماً سعی خواهم کرد جلسه ای برای آشتی کنان علی کاظمی مجرد و سرهنگ سامانی برگزار کنم ... علی هم باید بپذیرد که خیلی جاها آدم باید کوتاه بیاید، و بعضی وقتها سکوت کند ... به خیر تمام خواهد شد همه چیز !