تبليغاتX
وبلاگ ایمان فرزین :: عکاس مطبوعات
ویلاگ عکاس ایمان فرزین :: عکاس خبری و خبرنگار:: Iman Farzin :: PhotoJournalist

... still in Laaleh Hotel , Tehran ! Thats not lovely to be out of home and university for about 2 weeks ! Everyday spending many hours in hotel, stadium, training , meetings and ofcourse the Airport ; realy not fair !

Since today, I decided to broadcast my blog in two languages (Farsi and English) ; maybe 3 languages in the future !

I was interpreter and leader of Iceland national football team, they defeated 1-0 by Iran yesterday at the Azadi Stadium and then left Iran ... Just 1 day passed , but i realy miss them , they were so lovely , kind , gentleman , and professional people ... I've never seen a crew like them before ... hope to see them again , maybe here and maybe in Iceland !

من و محافظ تیم ایسلند ؛ حسین میرفخرایی ؛ ایستگاه پنجم توچال :: Iman Farzin

تصمیم گرفتم از این پس وبلاگم را به دو زبان فارسی و انگلیسی بنویسم ؛ شاید در آینده حتی به ۳ زبان زنده ی دنیا !

همچنان در هتل لاله تهران هستم؛ دو هفته ای می شود که از خانه و دانشگاه به دورم ؛ گذرندان چندین ساعت در هتل، ورزشگاه، تمرینات، جلسات، و البته فرودگاه چندان دوست داشتنی نیست، که البته به عادت روزمره ام تبدیل شده است!

مترجم و راهنمای کاروان تیم ملی فوتبال ایسلند بودم که مقابل ایران یک بر صفر شکست خوردند و رفتند ! فوق العاده میهمانان دوست داشتنی، مهربان، با اخلاق و البته حرفه ای بودند ؛ هیچ تیمی را تا به ال اینقدر دوست داشته ام ... کمتر از یک روز ار رفتنشان می گذرد، ولی به خدا دلم برایشان تنگ شده است ؛ امیدوارم به زودی ببینمشان، شاید همینجا و شاید در ایسلند !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 15:6  توسط ایمان فرزین  | 

قابل توجه بعضی ها؛ اینجانب ایمان فرزین، از هیچ احدی به غیر از پرردگارم ترس ندارم و نخواهم داشت؛ و اگر پایش برسد، حسابی از خجالتش درخواهم آمد! حال می خواهد آن کس رئیس باشد، مدیر باشد، نایب رئیس باشد، معاون باشد، دبیرکل باشد، عضو کمیته انضباطی باشد، حراستی باشد، مسئول فلان کمیته باشد، سردار باشد، تیمسار باشد، ... و یا هر عنوانی داشته باشد ؛ اگر بحث نگه داشتن حرمت و احترام کسوت و اینجور مسائل نبود، تا به حال خیلی ها را شسته بودم ...

پی نوشت: شما زیاد جدی نگیرید؛ بگذارید به حساب کم عقلی و دیوانگی من ... بیخیال!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 14:48  توسط ایمان فرزین  | 

فقط پایمان به کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال باز نشده بود که بالاخره شد! ظهر دیروز به همراه امیر صدیقی و حامد مومنی به کمیته انضباطی - کبقه پنجم - احضار شدیم ... چند روز بیشتر باقی نمانده است ؛ فقط چند روز ... اینبار نوبت ماست که بتازیم !

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 20:41  توسط ایمان فرزین  | 

چند مطلب مهم و غیرمهم ؛ یکی اینکه به عقیده ی بنده عده ی کثیری از همشهریان و هموطنان عزیزمان، فاقد فرهنگ و شعور لازم در زمینه مدنیت و رفتار اجتماعی می باشند ! عذرخواهی می کنم البته ... !

دوم اینکه؛ شهادت جمعی از سرداران سپاه پاسداران و عده ای از مردم را در حادثه روز گذشته به اعضای خانواده و بازماندگان آنان تسلیت عرض می کنم.

سوم اینکه؛ حیف بیت المال و سرمایه ملی که از آن به بعضی ها حقوق و مزایا می دهند ، حیف ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 10:23  توسط ایمان فرزین  | 

در طول این مدت (دوسال گذشته) چیزهایی دیدم و شنیدم که باورش برایم کمی مشکل به نظر میرسد ؛ من تازه دارم به یک اپسیلون از کثیف بودن دنیا پی می برم ! دلم می خواست اسلحه ای داشتم و دنیا را از لوث وجود بعضی از « اشرار » پاک می نمودم ... افسوس که ندارم ! من کافه ی زندگی را به هم خواهم ریخت ... !

+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 11:8  توسط ایمان فرزین  | 

این هفته اتفاقات روند بهتری نسبت به گذشته پیدا کرده اند ، حداقل در ظاهر که اینطور به نظر می رسد! مهمترین آنها این است که عباس انصاری فرد و باند کثیفش گورشان را از پرسپولیس گم کردند و رفتند که اتفاق فوق العاده مبارکی است ؛ برای من و سعید یوسفی و حامد مومنی و میلیون ها هوادار! رفتن محمد علی آبادی از سئول و جایگزینی دکتر سعیدلو و بازگشت مجدد حبیب کاشانی را هم اتفاقاتی مثبت ارزیابی می کنم.

ایمان فرزین: دلم می خواهد عریان به خیابان بروم و فریاد بزنم هرآنچه دلم می خواهد ... افسوس که اگر چنین کاری بکنم ؛ چوب در ماتحتم خواهند کرد !

لینک : تعدادی از عکسهای تور قلعه رودخان در فیس بوک

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 12:56  توسط ایمان فرزین  | 

ایمان فرزین: روزنامه اعتماد در شماره ۲۰۴۴ خود چاپ شده در تاریخ شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۸ ، به گزارش از مرگ برندها در ایران پرداخته که فوق العاده گزارش تاسف بار و موشکافانه ای بوده است.

گزارشي از احتضار پنج برند بزرگ ايراني

مرگ برندها در ایران

علیرضا بهداد

«برندکشي» در ايران جان گرفت. برندهاي ايراني در حالي که مي توانستند هر کدام سفير ايرانيان در اقصي نقاط دنيا باشند، به نوبت در صف «مرگ» قرار گرفته اند تا ديگر به جز نام و نشان و خاطره يي در آلبوم صنعت کشور و حتي دنيا چيز ديگري به يادگار نگذارند. ده ها نام به جا مانده از انقلاب صنعتي ايران همچون «ارج»، «آزمايش»، «نساجي مازندران»، «پارس الکتريک»، «هپکو»، «کفش ملي» و... هر کدام حکايت از مرداني دارد که آجر به آجر ساختمان هاي جاده مخصوص کرج را روي هم گذاشتند و بزرگ ترين اتوبان صنعتي کشور را ساختند. اينک اين اتوبان به جاي آنکه به ميراث فرهنگي صنعت کشور تبديل شود، يک به يک توسط سازمان هاي مختلف خريداري مي شود تا شايد به صورت پارکينگي براي خودروسازان درآيد يا اينکه با تغيير کاربري به مجتمع هاي مسکوني تبديل شود. سيد جعفر اميني، مديرعامل سابق پارس الکتريک، دليل مرگ برندها در ايران را فقدان سازمان ميراث فرهنگي صنعت کشور مي داند و مي گويد اگر مي دانستيم برندها چه هويتي براي ما رقم مي زنند، چنين ساده نظاره گر مرگ آنها نبوديم. تابوت برندهاي ايراني در حالي يک به يک از جلوي چشم دولتمردان به گورستان برده مي شود که کشورهاي ديگر برندسازي را در دستور کار خود قرار داده اند. در اين گزارش چند برند بزرگ را برگزيده ايم تا با بازخواني تاريخ آنها شايد بتوانيم تلنگري ايجاد کنيم و برندهايي را که هنوز نمرده اند از مرگ نجات دهيم ... >>> ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 18:52  توسط ایمان فرزین  | 
جمشید انصاری
 
اقدامات و اعمال خلاف قانون که توسط ماموران نیروی انتظامی در حوادث پس از اعلام نتایج انتخابات رخ داد، احمدی‌مقدم فرمانده این نیرو را در مخمصه بزرگی گرفتار کرد و او برای رهایی از این مخمصه نزد افکار عمومی ناچار به اظهارنظر و موضع‌گیری‌هایی شده است که نگاهی اجمالی به این اقدامات خلاف قانون و نوع برخورد فرمانده نیروی انتظامی با آنها می‌تواند عمق گرفتاری در حوزه مدیریت امور انتظامی را نشان دهد.

وقتی تصاویر و فیلم‌های مربوط به ضرب و شتم مردم بیگناه و ایراد خسارت عمدی به اموال و خودروهای مردم توسط تعدادی از ماموران انتظامی منتشر شد و پس از اثبات صحت این رفتارهای خلاف قانون از سوی ماموران تحت امر ایشان، وی با بیان اینکه نیروی انتظامی آمادگی دارد خسارات وارده را جبران نماید سعی کرد از مسئولیت این رفتارهای نادرست شانه خالی کند.

بعد از انتشار اخبار مربوط به بازداشتگاه کهریزک که زیر نظر مستقیم سرتیپ رادان قائم مقام احمدی‌مقدم اداره می‌شد و صدور دستور مقام معظم رهبری در خصوص تعطیلی آن بازداشتگاه و اطلاع گسترده مردم از جنایات و فجایعی که در بازداشتگاه یاد شده و نیر در برخورد غیرقانونی و غیرانسانی با تعدادی از بازداشت‌شدگان اتفاق افتاده بود، ابتدا ایشان تعدادی از ماموران شاغل در بازداشتگاه کهریزک را متخلف اعلام کرد و با افزایش اعتراضات عمومی و حساس شدن نمایندگان مجلس و نخبگان کشور به معق این فجایع، با اشاره به طبیعی بودن بخشی از این حوادث در بازداشتگاهها و اعلام برکناری و تنبیه چند مامور رده پائین، وعده رسیدگی به تخلفات آنان را داد و در نهایت با قبول بخشی از مسئولیت این فجایع (آنهم به صورت کلی) سعی کرده‌اند از کنار مسئله‌ای به این اهمیت به سادگی عبور نماید.

امروز جامعه ایران، بهت‌زده از فجایع و جنایاتی که در مجموعه تحت مسئولیت سرتیپ احمدی‌مقدم رخ داده است به هیچ‌وجه از اینگونه توضیحات و شانه خالی‌کردن از مسئولیت‌ها قانع نمی‌شود و لازم است برای دلجویی از قربانیان این فجایع و خانواده‌های آنان و برای اینکه بر این جراحت بزرگی که بر روح جامعه وارد آمده مرهمی نهاده شود و استمرار این اقدامات خلاف قانون در دستگاه‌های امنیتی و انتظامی متوقف گردد، اقداماتی جدی و سریع به شرح زیر در دستور کار قرار گیرد:

1- با توجه به مسئولیت مستقیم مدیران در خصوص رفتارهای خلاف قانون مجموعه‌های تحت امر خویش، به ویژه در واحدهای انتظامی و امنیتی و مسئولیت مستقیم سرتیپ احمدی‌مقدم نسبت به برکناری ایشان اقدام گردد؛ البته مناسب‌تر این بود که وی شجاعانه مسئولیت تمام حوادث اتفاق افتاده را می‌پذیرفت و همانند آقای دری نجف‌آبادی در جریان قتل‌های زنجیره‌ای از مسئولیت خویش کناره‌گیری می‌کرد.

2- مامورانی که در وقوع این فجایع و آزار و اذیت بازداشت‌شدگان به صورت مباشر نقش داشته‌اند و آن‌دسته از فرماندهانی که با قصور در انجام وظایف قانونی خود و عدم نظارت بر مجموعه‌های تحت فرماندهی خود زمینه‌ساز این تخلفات بوده‌اند و نیز آمرین انجام این تخلفات به مردم معرفی و نسبت به محاکمه و مجازات آنها اقدام گردد.

3- از سوی کمیته منتخب مجلس، بدون هرگونه ملاحظه سیاسی و جناحی، گزارش دقیق آنچه در بازداشتگاه‌ها اتفاق افتاده است به مردم ارائه شود.

باشد که انجام این اقدامات التیام بخش روح آزرده‌ جامعه و زمینه‌ساز بازگشت اعتماد عمومی باشد.

رئیس کمیته سیاسی فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 23:57  توسط ایمان فرزین  | 

آیا تا بحال به صورت کاملاً مهربانانه و دوستانه تهدید شده اید ؟! آیا این تهدیدات احتمالی، شما را از انجام کاری که قصد داشتید انجام دهید منصرف کرده است ؟! آیا ترس از « حذف شدن » در شما وجود داشته است ؟! ... همه اینها را گفتم که بگویم اینها هیچ تاثیری در کار من ندارد ؛ کارم را می کنم و از احدی جز خدا نمی ترسم ... همه چیز به قوت خود باقی است ... یک مقداری صبر ، نه ترس البته !

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 16:2  توسط ایمان فرزین  | 

شنبه روز افشاگری است ؛ شنبه روز رسوایی مالی و اخلاقی یک مدیر متخلف دولتی است ؛ ۳ روز مانده تا شنبه ... برای پشیمانی زیاد وقت نداری آقای مدیر !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 2:11  توسط ایمان فرزین  | 

آیت الله صادق خلخالی

۱) یکی از کتابهایی که به شخصه مطالعه اش را بسیار مفید می دانم، کتاب خاطرات آیت الله صادق خلخالی است. فکر می کنم کسانی که تابحال آن را نخوانده اند، نیمی از عمرشان در فناست ! البته در آینده در مورد خانم دکتر فاطمه صادقی - دختر آقای خلخالی - خواهم نوشت.

۲) نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، رسماً اعلام کرده بازداشتگاه کهریزک به منظور نگهداری و تاءدیب اراذل و اوباش دستگیر شده در طرح های امنیت اجتماعی تعبیه شده است و نهگداری بازداشت شده گان اغتشاشات اخیر در آن کاملاً مغایر قانون بوده است! البته احتمالاً در جریان هستید که به دستور فرماندهی کل قوا، با مسئولین متخلف این بازداشتگاه برخورد قانونی صورت گرفت.

۳) مربیان کروات باشگاه پرسپولیس، روز سه شنبه جهت انجام تست پزشکی راهی فدراسیون پزشکی ورزشی واقع در ورزشگاه شهید شیرودی تهران شدند، که به گفته یکی از مسئولین باشگاه، به دلیل عدم پرداخت هزینه ۴۰۰ هزار تومانی این تست، مربیان پذیرش نمی شوند ! این داستان یا واقعیت دارد، یا برای « پیچاندن » طلبکاران احمقی مثل من ساخته شده است ...! کریم باقری، علی کریمی، حسین هدایتی، افشین پیروانی، علیرضا واحدی نیکبخت و ... اکثریت قریب به اتفاق بزرگان فوتبال، مخالف حاج عباس انصاری فرد در سمت مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس هستند ؛ امیدوارم ما اشتباه کنیم ، وگرنه رسوایی مالی بزرگی گریبان گیر ایشان خواهد شد تا چند روز آینده ...

۴) شایعه شده دکتر سعیدلو - معاون اجرایی رئیس جمهور در دولت نهم - به عنوان رئیس جدید سازمان تربیت بدنی انتخاب خواهند شد. تا همین جا که خبر از تعویض علی آبادی به گوش می رسد، جای بسی خوشحالی دارد ؛ ایشان به عقیده ی من اصلاً در ورزش موفق عمل نکردند ...

۵) تجربه ثابت کرده درجه دارانی که بعداً افسر می شوند، به هیچ عنوان فرماندهان موفق و محبوبی از آب در نخواهند آمد ؛ البته زیاد ربطی به موضوع نداشت!

۶) بعضی اشعار ایرج میرزا ، آدمی را از اعماق وجود ارضاء می کند ... بخوانید شعر چادر را.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 2:28  توسط ایمان فرزین  | 

۱) حالم زیاد خوب نیست ؛ کلی طلب دارم، از اشخاص حقیقی و حقوقی ، کلی بدهی دارم ، وضعیت کشور هم که چندان امیدوار کننده نیست ، الآن هم سه چهار روزی است از بعد از ظهر تا آخر شب را فقط در استخر می گذارنم تا فکر و خیالم آسوده تر باشد !

۲) پسر یکی از امیران مملکت شاید چند ماهی بیشتر زنده نباشد، یک دوست عزیز که احتمال بودنش کمتر از نبودنش است ... تا آذرماه چیزی مشخص نیست هنوز ... شاید همان یک اپسیلون امید جواب دهد !

۳) چند خط از اعترافات مجید سعیدی و ساتیار امامی را در روزنامه خواندم ؛ ... هنوز پک های سنگین ساتیار به سیگار در ذهنم است ...

۴) جانشین فرماندهی ناجا: آرزوي مي‌كنم روزي برسد كه نيازي به گشت ارشاد در جامعه نباشد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 2:5  توسط ایمان فرزین  | 

سردار سرتیپ ۲ پاسدار محمد رویانیان ، فرمانده پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا بازنشسته شد و جای خود را به سردار اسکندر مومنی - معاونت عملیات سابق ناجا - داد. البته خود رویانیان هم زمانی معاون عملیات نیروی انتظامی بوده است.

عکس: احسان رافتی :: وبلاگ ایمان فرزین

رویانیان آدم خنده رو و کلاً شادی بود ؛ البته با چهره ای که بیشتر به فرماندهان بسیج و یا یگان های عملیاتی شباهت داشت، نه به راهنمایی و رانندگی ! (مزاح بود)

احسان رافتی عکسهای جالبی از سرتیپ دوم محمد رویانیان داشت که بهتر است به همین بهانه از آن استفاده کنم. البته ایشان همچنان در سمت ریاست ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت کشور فعالیت می کنند.

عکس: احسان رافتی :: وبلاگ ایمان فرزین

---------------------------------------------------

این آقای حاج آقا عباس انصاری فرد، مدیرعامل محترم باشگاه پرسپولیس هم ظاهراً نمی خواد سر کیسه را شل کرده و مطالبات بدبخت و بیچاره هایی امثال من را پرداخت کند ! هر روز به یک بهانه ای آدم را می پیچاند؛ جدیداً هم که مد شده وقتی شماره ات را می بینند، تلفن را جواب نمی دهند! شاید فردا رفتیم باشگاه ، شاید این جمعه حاجی به ما هم بدهد ؛ شاید !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 2:17  توسط ایمان فرزین  | 

عکس: ایمان فرزین :: PHOTO by Iman Farzin

۴۰ عکاس مطبوعاتی با عنوان “جمعی از عکاسان مطبوعات” نامه سرگشاده‌ای را خطاب به هیئت مدیره انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران منتشر کردند و خواستار حمایت این انجمن از صنف عکاسان مطبوعات پس از وقایع اخیر شدند.

در این نامه که عکاسان برجسته‌ای چون آلفرد یعقوب‌زاده، حسن سربخشیان، علی خلیق، نیوشا توکلیان، جواد منتظری و … آن را امضا کرده‌اند از انجمن درخواست شده تا بعنوان یک نهاد صنفی حامی عکاسی مطبوعاتی حرکتی قاطع شامل حمایت از صنف عکاسان مطبوعات، بازپس گیری خسارات و پیگیری دلایل بازداشت عکاسان صورت دهد.

این نامه در وبلاگی منتشر شده (http://akkasan.wordpress.com) و جمع آوری امضا از جانب عکاسان مطبوعات برای این نامه همچنان ادامه دارد.

متن نامه به این شرح است :

————————————–

اعضای هیئت مدیره انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران

در طول یک ماه گذشته و از زمان آغاز فعالیت عکاسان مطبوعات ایران پیرامون دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، جمع کثیری از عکاسان مطبوعات مورد ضرب و شتم، بازداشت، تهدید، از بین رفتن تجهیزات عکاسی، توقیف عکسها، ممانعت از عکاسی و تولید خبر و … شده اند.

سکوت انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران بعنوان تنها نهاد صنفی متولی عکاسان مطبوعات ایران که موظف به حمایت قاطع از تمام عکاسان عضو و غیر عضو است، مسئله‌ای تعجب برانگیز است.

ما عکاسان مطبوعاتی امضا کننده این نامه تقاضا داریم انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران بعنوان یک نهاد صنفی حامی عکاسی مطبوعاتی و بر اساس میثاق نامه این انجمن که بندهای یک، چهار و چهارده آن به شکلی آشکار نقض شده است، حرکتی قاطع شامل حمایت از صنف عکاسان مطبوعات، بازپس گیری خسارات و پیگیری دلایل بازداشت عکاسان صورت پذیرد.

سکوت بر اساس مصلحت شاید منجر به بقای این انجمن شود، اما قطعا نتیجه‌ای جز از دست دادن بخشی از پشتوانه جامعه عکاسی نخواهد داشت.

 ————————————–

۱- آلفرد یعقوب زاده  ۲-حسن سربخشیان  ۳-علی خلیق  ۴-نیوشا توکلیان  ۵-جواد منتظری   ۶-کیان امانی  ۷-آرش عاشوری نیا  ۸-حسین سلمانزاده  ۹-بابک برزویه  ۱۰-عبدالحسین رضوانی   ۱۱-بابک بردبار  ۱۲-آکو سالمی  ۱۳-بهنام صحوی  ۱۴-حمید جانی پور  ۱۵-محمد قدمعلی  ۱۶-حسام بختیاری  ۱۷-علی حامد حق دوست  ۱۸-آذین انور حقیقی  ۱۹-خلیل غلامی  ۲۰-ندا آستانی  ۲۱-محمد تاجیک  ۲۲-علی محمدی  ۲۳-امید وهاب زاده  ۲۴-حنیف شعاعی  ۲۵-روشن نوروزی  ۲۶-مهران افشار نادری  ۲۷-نیما افشار نادری  ۲۸-سعید عامری  ۲۹-محمد نمازی   ۳۰-محبوبه بوجار  ۳۱-ابوطالب ندری  ۳۲-سودابه کریمی  ۳۳-مهدی بلوریان  ۳۴-روجا مهدوی  ۳۵-مسعود حاج جعفری  ۳۶-میثم میر زنده دل  ۳۷-پیام اکبری  ۳۸-محمد شاه حسینی  ۳۹-حسن آقامحمدی  ۴۰-ایمان فرزین  ۴۱-جاوید تفضلی  ۴۲-مهدی مصلحی  ۴۳-ابراهیم حیدری  ۴۴-علی چاشنی گیر  ۴۵-محمد خیرخواه

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت 2:0  توسط ایمان فرزین  | 

مجید سعیدی :: عکس: روشن نوروزی

خبرش تکان دهنده بود ، ظاهراً زالوی بازداشت های امنیتی در این چند روزه، از سر بقیه دست کشیده و به جان عکاسان مطبوعاتی افتاده است! مجید سعیدی ، دبیر سابق سرویس عکس خبرگزاری فارس ، و عکاس Getty Images در ایران ، دوست، همکار و البته استاد عکاسی من، شب گذشته از سوی ماموران امنیتی در منزلش بازداشت شد.

شایعه ی احتمال بازداشت ساتیار امامی، دبیر عکس روزنامه جام جم نیز در میان عکاسان خبری به گوش می رسد. فعلاً که مجید سعیدی بازداشت شده و سرنوشت نامعلومی دارد، امروز و فردا و فرداها نیز روزهای چندان امنی برای ما نیست ... ممکن است امروز ساتیار امامی، فردا حسن سربخشیان ، ... و فرداهای دیگر شاید حتی خود من هم طعم بازداشت را بچشیم ... ! « ترس » خیلی احساس بدی است ...

پی نوشت ۱: مجید سعیدی، عکاس خبری ایرانی بازداشت شد / BBC فارسی

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 تیر1388ساعت 11:39  توسط ایمان فرزین  | 

نیمی از تیرماه نیز گذشت و ایران همچنان روزهای پرحاشیه ای را سپری می کند. اتفاقات عجیب و بحث برانگیز در این هفته کم نبوده اند و بد ندیدم چند خطی درباره شان بنویسم.

آلودگی هوا: یک اتفاق تکراری! البته این بار با دفعات گذشته کاملاً تفاوت دارد و انگار یک غضب الهی است که به جان آب و هوای کشور افتاده ... مملکت تعطیل است؛ ادارات ، سازمان ها، و از همه مهمتر بانک ها ! ... چندان عادی نیست قضیه !

پیامک: چندین و چند روز که به دلایل « نامعلوم » و البته شاید هم فنی (!) مردم از ارسال و دریافت SMS محروم بودند ... انگار وصل مجدد آن هم زیاد به ما نیامده بود و دوباره به دلایل مسماً فنی قطع شد. جالب تر همه اینکه : مدیرکل روابط عمومی مخابرات: از علت قطع SMS خبر ندارم !!!

طرح امنیت اجتماعی: این طرح هنوز هم پر حاشیه و پر دردسر و خبرساز است. محمود احمدی نژاد دیروز رسماً اعلام کرده : اجازه ادامه ی برخوردهای پلیسی در حوزه فرهنگی و اجتماعی را نخواهم داد ... و این یعنی اجازه ادامه طرح ارتقای امنیت اجتماعی با رویکرد اصلاح فرهنگ حجاب را نخواهم داد. جالب تر اینکه سردار احمدی مقدم، رئیس پلیس کشور نیز در اظهارنظری کاملاً متفاوت گفته : طرح امنیت اجتماعی مجدداً و با قوت بیشتری اجرا می شود !

عکس: ابراهیم نوروزی :: وبلاگ ایمان فرزین :: Iman Farzin weblog

فوتبال: باشگاه فرهنگی - ورزشی پرسپولیس اصلاً انگار صاحب ندارد! نه مدیرعامل، نه سرمربی، نه امور مالی و ... و البته نه بازیکن ! قضیه مطالبات مالی شاکیان همچنان به قوت خود باقی است ؛ و البته پول بی زبان ما هم که بعد از گذشت چندین ماه هنوز پرداخت نشده هم همچنان به قوت خود باقی است ! نمی دانم امسال هم مثل ۱۷-۱۸ سال گذشته زندگی ام باید طرفدار پرسپولیس باشم یا ... ؟!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 5:12  توسط ایمان فرزین  | 

سردار احمدی مقدم ؛ فرمانده نیروی انتظامی کشور :: وبلاگ ایمان فرزین

استاد ارجمندم سردار سرتیپ پاسدار اسماعیل احمدی مقدم

فرماندهی محترم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (ناجا)

با اهداء سلام و تحیات الهی

علیرغم زحمات فراوان فرماندهان گذشته ناجا، بنده به شخصه حضرتعالی را از لایق ترین و مدبرترین فرماندهان نظامی کشور دانسته و به عنوان یک شاگرد، از آشنایی با شما احساس افتخار می کنم و از این به بعد، دلیلی برای پنهان کردن این مهم در انظار عمومی نمی بینم. همیشه خدمت شما ارادت داشته ام و روشن است که جنابعالی نیز همواره به این حقیر لطف داشته اید. در ضمن رفاقت دیرینه ی خود با آقازاده ی محترم شما - مجید - را کاملاً از این قضیه متمایز می دانم و این نامه را بدون درنظر گرفتن هرگونه رابطه ای با حضرتعالی و آقازاده های گرامی برایتان می نویسم؛ امید است توانسته باشم تاثیری هرچند ناچیز در برقراری نظم و امنیت کشورم داشته باشم.

سردار عزیز، بر همه روشن است که کشور ( و علی الخصوص پایتخت ) این روزها شرایط چندان مناسبی ندارد. از آرامش همیشگی هیچ خبری نیست ؛ در نقاط مختلف شهر تجمعات روزانه توسط هواداران کاندیداهای مختلف انتخاباتی برگزار می شود ؛ شبها که تقریباً می شود گفت کسی جرات بیرون رفتن ندارد ! خود بنده به شخصه چند روزی می شود جرات نکرده ام برای انجام کارهای روزمره به مرکز شهر و غرب تهران بروم ... از اینها بگذریم ؛ مامورین یگان های ویژه در نقاط مختلف شهر مستقر هستند و بعضاً به جهت جلوگیری و برخورد با اغتشاش گران و برهم زنندگان نظم و امنیت عمومی، اقداماتی را نیز انجام می دهند. کسی مخالف برخورد با برهم زنندگان امنیت و اراذل و اوباش نیست؛ اما سوال اینجاست که این وسط تکلیف مردم عادی و بیگناه چه می شود ؟! حضرتعالی فرموده اید « تفکیک مردم عادی و آشوبگران برای پلیس کار دشواری است » و از مردم خواسته اید در مناطقی که تجمعات غیرقانونی و یا اغتشاش صورت می گیرد تردد نکنند. به نظرتان در شرایطی که استفاده از انواع وسائل ارتباطی از قبیل موبایل، پیامک یا همان SMS ، اینترنت، فیس بوک، یاهو و ... در این چند روز امری بسیار دشوار و بعضاً حتی غیرممکن گشته، مردم عادی چطور می توانند محل وقوع درگیری و یا اغتشاشات را پیش بینی کنند ؟! آیا برای انجام امور روزمره، اداری، بانکی و شخصی نیز نباید از منزل خارج شد ؟! کسانی که محل کارشان، محل تحصیلشان، محل کسبشان، و حتی منزلشان در مناطق خاصی از شهر قرار دارد، نباید در این محل تردد داشته باشند ؟!

Anti-Riot Polices kick people and fans of presidential elections candidate " Mir Mossein Mousavi " :: Photo by AFP

من کاملاً بر دشواری تفکیک اوباش و عامه برای پلیس اشراف دارم؛ ولی جمله ی حضرتعالی را به این قضیه تشبیه می کنم : من یک قاضی هستم و درباره ی موضوعی به ۲ نفر مشکوک هستم و قدرت تفکیک سالم و مجرم بودن این دونفر را هم ندارم. آیا درست که چون نمی دانم کدامیک گناهکار هستند، هر دو را مجازات کنم ؟!!

Photo: AFP

آیا بهتر نیست فرماندهان ستادی و ناحیه ای شما نیز نیروهای خود را جهت جلوگیری از تخریب بانکها و اموال عمومی بسیج کنند و به آنها بفهمانند که بسیار دختران و پسران، زنان و مردان، دانشجویان، کارمندان و مردم بیگناه و عادی در طول روز در خیابانهای شهر تردد می کنند ؟! آیا اصلاً قیافه ی اینها به اوباش و اغتشاشگر می خورد ؟! این کار نه تنها به برقراری و ثبات امنیت شهری کمکی نمی کند، بلکه در دل بسیاری از مردم ترس و وحشت ایجاد می کند؛ همانطور که همین الآن در خیلی ها ایجاد کرده ... سردار عزیزم، شما را همچون پدرم دوست دارم ، مجید و نوید و علی را هم مثل برادران خودم ؛ پدر بنده هم نظامی و از فرماندهان ارشد ارتش بوده و سال ها در جبعه های جنگ حضور داشته اند و به خوبی می دانم یک نظامی چقدر زحمت کشیده و می کشد ؛ زحماتی که شما در طول این چند سال بخصوص در پلیس مرزبانی ناجا و در جهت امنیت مرزهای شرقی کشور انجام داده اید را هیچکس نمی تواند انکار کند؛ زحمات سردار سیدمجتبی - فرمانده محترم یگان ویژه - نیز بسیار ارجمند است؛ ولی آیا درست است که چنین زحماتی با تخلفات و بی عدالتی عده ای اینگونه زیر سوال برود ؟ آیا در کشوری که چنین پلیس قدرتمندی دارد، درست است که عده ای با لباس شخصی - عده ای معلوم نیست بسیجی اند، بسیجی نیستند، ضابطین قضائی هستند یا نه، اصلاً حکم ماموریت دارند یا نه ، و ... - در خیابان ها و حتی در دانشگاه ها به مردم حمله کرده و موجبات نا امنی و رعب و وحشت را فراهم آورند ؟ آرزوی هر ایرانی، آرزوی من و آرزوی شما، برقراری کامل نظم، آرامش و امنیت در کشور است، امید است با درایت شما و همکارانتان در نیروی انتظامی، این امر محقق گردد.

دوستدار شما - ایمان فرزین

لینک ۱: حركت خودجوش موتورسواران حزب الله به منظور برقراري امنيت در تهران برگزار شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 19:10  توسط ایمان فرزین  | 

خیابان های تهران این روزها اصلاً بوی آرامش نمی دهد

اعتراضات پیوسته ی حامیان میرحسین موسوی و مخالفان انتخابات دهم، با سرکوب یگان های عملیاتی پلیس مواجه شد. به نظرم این خیل عظیم مردم اعم از زنان، مردان، پسران، دختران و پیر و جوان را به هیچ عنوان نمی توان « اراذل و اوباش » خطاب کرد! هر روز و هر شب چندین نفر در تهران و دیگر شهرستان ها کشته و زخمی می شوند؛ خود من به شخصه جرات ندارم غروب به بعد در مرکز شهر و غرب تهران تردد کنم. من تا ظهر روز یکشنبه (کنفرانس خبری محمود احمدی نژاد) یکی از طرفداران پروپاقرص ایشان بودم، مطالب و پست های قبلی وبلاگم نیز گویای این مهم است. اما من با دروغ، تحقیر، سرکوب و کشتار مخالفم؛ به نظرم هر انسانی برای خود حریم شخصی دارد و کسی حق تعرض به این حریم را ندارد ... ای کاش من هم مثل گذشته دوربین داشتم و در خیابان ها عکاسی می کردم ... عکسهای استاد بزرگوارم وحید سالمی، عکاس خبرگزاری آسوشیتد پرس ( AP ) و همچنین عکسهای اولیویر لابان ، عکاس Getty Images را پایین لینک گذاشتم و پیشنهاد می کنم حتماً ببینید.

البته من هنوز هم با میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی مخالفم و به هیچ عنوان این دو بزرگوار را قبول ندارم؛ ولی همینجا از مواضع قبلی خود در حمایت بی قیدوشرط از دولت نهم نیز بر می گردم، من در خیلی از موارد اشتباه کردم ... من را ببخشید و همینجا از همه ی کسانی که با اشتباهاتم ناراحتشان کردم عذر می خواهم ؛ علی جورابچی، علی علوی، نگین کلانتری، سارا، سعید یوسفی، حامد مومنی، فاطمه یزدانی، ساتیار امامی و ... حرف من فقط این بود که شخص محمود احمدی نژاد، انسان بهتری است نسبت به محمد خاتمی و خیلی های دیگر ؛ همین ... شاید من هم باید بیشتر تامل کنم ، من هم یک انسانم و اشتباه می کنم ...

لینک ۱: فرماندار تهران اعلام کرد: ۷ کشته و ۲۹ زخمی حاصل درگیری های دیروز تهران

لینک ۲: عکسی از کشته شدن یکی از معترضان به نتایج انتخابات در تهران / وحید سالمی

لینک ۳: گزارشات تصویری کامل از انتخابات ایران و حواشی پس از آن در تهران / عکسهای وحید سالمی، بهروز مهری، عطا طاهرکناره، و اولیویر لابان

لینک ۴: پس از ده سال، حمله ی مجدد به کوی دانشگاه تهران، و دانشگاه صنعتی اصفهان توسط اراذل و اوباش

لینک ۵: فرمانده نیروی انتظامی: مردم عادی در مسیرهای تجمع و درگیری مخالفان تردد نکنند

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 خرداد1388ساعت 17:26  توسط ایمان فرزین  | 

۲۴ خرداد ۱۳۸۸ – تهران : شاید خود کاندیداهای انتخاباتی هم فکرش را نمی کردند که دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری – و البته روزهای بعد از آن – به یک معضل اجتماعی و شاید امنیتی تبدیل شود. البته این نکته هم شایان ذکر است که اختلاف رای بالای محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی ( که فکر شکست با چنین اختلاف رای را هم نمی کرد ) اوضاع را آشفته تر کرد. دو کاندیدایی که درگیری های آنان از چندین روز قبل و در مناظره های تبلیغاتی آغاز شد. هرچه که هست، اوضاع این روزها در کشور و به خصوص در تهران آشفته است؛ درگیری های خیابانی، شورش، اغتشاش، و پلیس که از قبل هم اعلام کرده بود با هرگونه تجمع بدون مجوز به شدت برخورد می کند. احساس بسیار بدی دارم؛ اوضاع آشفته و وضعیت قرمز و بحرانی پایتخت، اصلاً لذت بخش و دوست داشتنی نیست ... شاید این هم جزئی از سیاست های کثیف انگلیس باشد که هنوز هم دارد با ما بازی می کند ... و شاید هم چیز خاصی نباشد ... بعضی از حرفهای گذشته ام را همینجا پس می گیریم؛ شاید در بعضی از موارد اشتباه می کردم ... امیدوارم هرچه که هست و هرچه که می شود، به صلاح مملکت و کشور باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 19:37  توسط ایمان فرزین  | 

جناب آقای مهندس میرحسین موسوی خامنه

ناخدای محترم کشتی به گل نشسته ی دزدان دریایی سبز

سلام

در ابتدا جای دارد عدم انتخاب حضرتعالی را به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم در دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، به شما و طرفدارانتان تسلیت عرض کنم. بدون شک، حضور پرشور مردم در انتخابات، هرگونه تبلیغات و برنامه ریزی دشمنان انقلاب اسلامی را ناکام گذاشت و باعث تجدید میثاق ملت بزرگوار با آرمان ها و اهداف انقلاب گردید. در این میان، انتخاب دکتر محمود احمدی نژاد، نشان دهنده ی محبوبیت ایشان در بین احاد ملت ایران بود که به لطف خداوند محقق گردید. شما بالاخره در انتخابات شکست خوردید، شما فقط موفق شدید به روشتهای مخلتف، عده ای بیکار و الاف و ولگرد را چندین شب متوالی راهی خیابانها کنید! ستادهای انتخاباتی شما، رنگین ترین، قوی ترین، پرکار ترین، پر نیرو ترین، و البته پر هزینه ترین ستادهای انتخاباتی کشور بودند. شما فضای انتخاباتی را له خود و علیه رئیس دولت نهم متشنج کردید. شما تنها کاندیدایی بودید که بیش از ۹۰% پوسترها، شعارها، بنر ها و اقلام تبلیغاتی تان ، بجای اعلام برنامه های آینده کشور، تبلیغات علیه دکتر احمدی نژاد بود، یا در حقیقت می شود گفت « ضد تبلیغات » ! شما به خودتان اجازه دادید در رسانه ی ملی و در مقابل میلیونها بیننده و شنونده ی تلویزیونی و رادیویی در سراسر جهان، رئیس جمهور کشورتان را دروغ گو خطاب کنید؛ شما در مناظره های خودتان اندکی حیا نکردید. پوسترها و شعار ها و بنرها و کاغذهای تبلیغاتی شما هنوز موجود است آقای موسوی ... دروغ ممنوع ... چیز بهتر از بی همه چیز ... چیز بهتر از چی توز ... دولت سیب زمینی ... احمدی نژاد رفت ... دیکتاتور کوتوله ... احمدی بای بای ... رای دادن به دروغگو حرام است ... یه هفته، دو هفته ، محمود ... ... آقای موسوی ، خودتان وقتی چنین جملاتی را می بینید یا می شنوید، خجالت نمی کشید ؟! آقای موسوی، چند درصد از فعالیتهای انتخاباتی شما، تبلیغات خودتان و اعلام برنامه های آینده تان برای پیشرفت کشورتان بود ؟! و چند درصد برای تخریب، تحقیر و توهین به احمدی نژاد ؟! آقای موسوی، خدایی بالای سر نشسته، و نظاره گر همه چیز است. شما بعد از ۲۰ سال به یکباره آمدید و گفتید احساس خطر کردید! شما برای قتل ها، دزدی ها، زمین خواری ها، رانت خواری ها، کتک زدن ها، کراوات قیچی کردن ها، آستین کوتاه ها را بازداشت کردن، ثروت ملی را به جیب زدن و ... برای خیلی چیزهای دیگر در طول این چند سال، احساس خطر نکردید؛ حال، چطور بعد از ۲۰ سال یکباره و قبل از انتخابات احساس خطر کردید ؟! ... آقای موسوی، بروید و پیش وجدانتان، رو در روی خدای خودتان، و در خلوت خودتان، دولت آقای خاتمی و دولت آقای هاشمی رفسنجانی را با دولت نهم مقایسه کنید.

آقای موسوی، دزدها، متجاوزان به مال مردم، رانت خواران، مفسدان اقتصادی و اداری، ثروت اندوزان و تجمل گرایان، همگی مخالفان سرسخت دکتر احمدی نژاد هستند؛ چون تنها او بود و هست که با دزدی، فساد، رانت خوارن، ثروت اندوزی و تجمل گرایی و اشرافی گری مبارزه می کند. شما و آقای خاتمی و امثالتان که فقط دنبال گفتگوی تمدن ها و روشن فکری و ... اینجور چیزها هستید. کدامیک از شماها ( همه تان ) تابحال جرات کرده اسمی از یک دزد یا یک مفسد اقتصادی بر زبان بیاورد ؟! یا شما و باند شما خودتان دزد و همدست دزدان هستید، و یا جرات این را ندارید که اسمی بر زبان بیاورید. در حالت اول، که شما هم باید روزی مجازات شوید و دست تان از بیت المال قطع شود. در حالت دوم هم که اگر می ترسید و جرات ندارید، پس بیخود می کنید می خواهید رئیس جمهور یک مملکت شوید. کشور ما نه رئیس جمهور دزد می خواهد، نه رئیس جمهور ترسو ! آقای موسوی، شما در پیشگاه خداوند و حق، شکست خوردید ... اگر انتخاب می شدید، در دولت شما، همه ی آقایان ثروتمند تر از گذشته می شدند ! ... جیب بعضی ها پرتر و پرتر می شد ... زمین خواری ها و رانت خواری ها دوباره رواج پیدا می کرد ... همه آقایان فارغ التحصیل شده و مدارک دکترای معتبر و واقعی (!) خود را از دانشگاه آزاد اسلامی دریافت می کردند ؛ بالاخره مملکت ما به دکتر زیاد نیاز دارد، علی الخصوص در دولت شما ! خود شما هم که مثل آقای خاتمی، همیشه و همیشه لبخند ملیح بر لبانتان پیدا می آمد، و نیشخندی تمسخر آمیز در لبان دشمنان کشور ... این کاش احمدی نژاد ها در این کشور زیاد بودند، تا مافیای اقتصادی و رانت خواری را در کشور ما نابود می کردند ... درود خدا بر دکتر واقعی محمود احمدی نژاد ...

شما و طرفدارانتان چندین روز تمام، شب و روز ، ناجوانمردانه ، و با پر رویی و گستاخی تمام این دولت و رئیس آن را مسخره کردید؛ شدید ترین و رکیک ترین توهین ها را نثار دولت کردید؛ شما همان هایی بودید که می گفتید « احمدی بای بای » ! حالا چه شد؛ دیدید که اکثریت مردم، هنوز نیامده به شما گفتند « موسوی بای بای » ! شما باختید، و بدجوری هم باختید آقای مهندس موسوی. حالا نوبت شادی و خنده ی طرفداران حق است ... شما و طرفداانتان تا امروز سبز می بستید و سبز می پوشیدید، حالا از امروز باید مشکی ببندید و مشکی بپوشید ! شما می گفتید یک یا حسین تا میرحسین؛ حالا دیدید که به یاری خداوند، با یک یا حسین احمدی نژاد دوباره انتخاب شد ! این همه هزینه کردید و پول بیت المال را خرج ضد تبلیغات کثیف خود کردید؛ شما دو هفته زدید و رقصیدید و پایکوبی و شلوغ پلوغ کردید؛ همه اش بی نتیجه ماند. حالا نوبت ماست که پایکوبی کنیم ... نوبت شادی ماست ... ما پیروز شدیم ؛ حق و حقانیت پیروز شد ... حالا دوست دارم ببینم کدام بی وجودی جرات دارد بیاید و در خیابان بگوید احمدی بای بای ! رویتان سیاه شد و در مقابل ملت ایران و جهان رو سیاه شدید؛ شما و همه ی طرفدارانتان ... شما صبح روز انتخابات خطاب به ملت گفتید من قول می دهم از آرائ شما صیانت کنم ؛ حالا چه شده دارید دم از تقلب و اعتراض و اینجور اراجیف می زنید ؟! چه شد ظرف چند ساعت « دبه » در آوردید ؟! شما جنبه ی شکست ندارید آقای مهندس موسوی ... شما حتی در زادگاه خودتان ( شبستر ) کمتر از احمدی نژاد رای آوردید !!! خدا را شکر که شما پیروز نشدید ، آقای مهندس میرحسین موسوی !

+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 5:41  توسط ایمان فرزین  | 

مبارزه علیه یک موج مردمی، کاری بسیار سخت و دشوار است. این امر در طول این چند روز کاملاً به من ثابت شد. تا اعلام نتایج قطعی انتخابات هم هیچ چیز نمی گویم و هیچ چیز نمی نویسم. همه ی کارشکنی ها، همه ی نفوذها و خیلی چیزهای دیگر را بعد از انتخابات می نویسم ... اگر عمری باقی بود و دوستان گذاشتند ما باشیم و بنویسیم، خیلی مسائل و حرفهای درونم را بعد از انتخابات دهم خواهم نوشت ... من طرفدار حق هستم ...

+ نوشته شده در  جمعه 22 خرداد1388ساعت 19:28  توسط ایمان فرزین  | 

روزهای عجیبی است ... در زندگی ام چنین روزها و بخصوص چنین شبهایی را هیچوقت تجربه نکرده ام ... عجیب و غریب است ؛ مملکت حال و هوای انقلاب دارد ؛ و من اصلاً حس خوبی ندارم ... احساس بدی دارم ... احساس می کنم یک جریان که معلوم نیست از کجا دارد آب می خورد، همه چیز را سمت خود می برد ... یک اتفاقاتی در حال وقوع است؛ به قول خودمان یک خبرهایی هست ... احساس خطر می کنم ، احساس می کنم کشورم ، شاید سرنوشت کشورم در خطر است ... هر شب چندین میلیون نفر فقط در تهران به خیابان ها می ریزند، احساس همه دارند دست به دست هم می دهند تا اتفاقات ناگواری رخ دهد ... گروهی دارند مظلوم واقع می شوند ... خدا به خیر کند همه چیز را ...

لینک۱: اسناد دستور موسوي درباره آستين بلند مردان و تعيين رنگ مانتوي خانم هاي كارمند

لینک۲: ماجراي سكه‌ها و زندان كروبي در بنياد شهيد

لینک۳: گزارش سازمان برنامه و بودجه از افزايش تورم ، فقر، فساد و تبعيض در دوره موسوي

لینک۴: گزارش تصویری تجمع میلیونی حامیان احمدی نژاد در مصلی (1) و (2)

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 2:19  توسط ایمان فرزین  | 

میرحسین موسوی

مناظره ی انتخاباتی آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، تا حدودی جالب بود. آقای کروبی که ماشاالله همه مشکلات مملکت را با طرح های مدبرانه ی خود حل و فصل و درست کردند! آقای مهندس میرحسین موسوی، فردی تحصیل کرده و بسیار قابل احترام بودند برای بنده؛ ولی متاسفانه شب گذشته ایشان در غیاب جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد – رئیس جمهور فعلی کشور – بی رحمانه و گستاخانه به ایشان توهین کرده، تهمت و افترا زده و ایشان را علناً یک « دروغگو » خطاب کردند. آقای موسوی، اگر می توانستید، چرا در مناظره ی رو در رو با شخص احمدی نژاد از این الفاظ و جملات رکیک خود استفاده نکردید ؟! چرا جلوی خود ایشان از کلمه ی « بیجا کرده » استفاده نکردید ؟! در شان شما به عنوان رئیس جمهور (خیالی)  یک کشور هست از چنین الفاظی در رسانه ی ملی استفاده کنید ؟! آن هم در غیاب رئیس جمهور فعلی کشور ؟! ننگ بر شما باد آقای مهندس (!) میرحسین موسوی ؛ شما که چاک دهان ندارید، به قول خودتان « بیجا می کنید » برای پست مهمی همچون ریاست بر کشور کاندید می شوید! ای کاش اندکی « وجود » داشتید، و در حضور خود آقای احمدی نژاد، هر آنچه می خواستید را می گفتید ... ای کاش اندکی حیا داشتید ... رسانه ی ملی در طول این سالها، هرگز چنین جملات رکیکی برای مخاطبانش پخش نکرده بود، شاید فقط در فیلمهای اکشن ، نه در مناظره ی انتخاباتی ! ... شما لیاقت خانه نشینی را هم ندارید، چه برسد به ریاست جمهوری ؛ آقای مهندس میرحسین موسوی ...

پی نوشت ۱: تبديل مناظره موسوي و كروبي به محاكمه غيابي احمدي‌نژاد

پی نوشت ۲: احمدی نژاد: اسامي تمام مفسدان اقتصادي را اعلام خواهم كرد

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 1:21  توسط ایمان فرزین  | 

یک اصلاح طلب: سلام. من یک ایرانی اصلاح طلب، روشن فکر، وطن پرست، آزادی طلب، Open mind ، و بعضاً خوش گذران، راحت طلب، پایه ی هر نوع عشق و حال ( بدون در نظر گرفتن عواقبش ) ، وقت گذران و ... هستم. نمی خواهم روز بالای سرم باشد، نمی خواهم کسی من را به جرم بد پوششی و بد حجابی توبیخ کند، بازداشت کند و ... می خواهم داف بازی کنم، می خواهم اتو بخورم، می خواهم همه چیز خوب باشد، همه ی اینها که گفتم، حق طبیعی من است، به عنوان یک انسان ، به عنوان یک بشر ...

ایمان فرزین: سلام. حق کاملاً با شماست ... شما درست می گویید.

اصلاح طلب: من در دولت نهم، به ریاست محمود احمدی نژاد ، احساس آزادی نمی کنم؛ احساس می کنم این حق از من سلب شده است، مگر دولت آقای خاتمی نبود؟ دمش گرم، ما حداقلش این بود که آزاد بودیم و آزادی داشتیم و کسی به ما کاری نداشت! این آقا، بدجوری پدر مملکت ما را در آورده است، این آقا آبروی کشور ما را برده است، این آقا اقتصاد ما را نابود کرده است! ... از همه مهمتر، آزادی ... آزادی ...

ایمان فرزین: مخالفم! اولاً که این آزادی نیست، آزادی کاذب است. دوماً، آمار و ارقام رسمی و تایید شده ثابت کرده از لحاظ اقتصادی، آبرو، تورم، بیکاری و خیلی موارد دیگر، دولت نهم نسبت به دولت های گذشته خود پیشرفت داشته است. لینکهای زیر، بیانگر حرف های من است:

۱- گزارش مكتوب تركان به مجلس از موفقيتهاي صنعت نفت در دولت احمدي‌نژاد

۲- مستندات افزايش توليد 13 محصول صنعتي و معدني به 317 ميليون تن طي سالهاي 84 تا 87 منتشر شد

۳- مقایسه آماری دولت های خاتمی و احمدی نژاد

۴- رئيس جمهور پس از 30 سال از تصويب قانون اساسي به خواسته مردم آذربايجان پاسخ مثبت داد

۵- رئیس جمهور حقوق بازنشسته ها را دوبرابر کرد ... ۶- ... ۷- ... ...

اطلاح طلب: قبول ندارم! شما آمار را تحریف کردید! مگر برای دولت کاری دارد که آمار دروغ و اشتباهی اعلام کند ؟ تمام خبرگزاری ها دولتی هستند. دوماً، لطفاً مورد یا مواردی را ذکر کنید که نشان دهنده ی وجهه و کیفیت روابط دیپلماتیک ایران در دولت نهم و دولتهای پیشین است.

ایمان فرزین: قبول؛ اصلاً گیریم که خبرگزاری ها دولتی بوده و آمار را به نفع دولت تحریم می کنند. خب، مگر همین خبرگزاری ها و رسانه ها و منابع، در دولت آقای خاتمی وجود نداشتند؟! پس آمار دولت هفتم و هشتم نیز می تواند تحریف شده و به نفع آقای خاتمی باشد! در مورد روابط دیپلماتیک و آبروی ایران:

۱- در 20 سال گذشته در دولت‌هاي آقای موسوی و آقاي هاشمي و آقاي خاتمي آمريكا علنا اعلام مي‌كرد به دنبال براندازي نظام در ايران است اما امروز رسما مي‌گويد ديگر به دنبال براندازي نيست. سوال اينجاست كدام سياست خارجي ذلت‌آفرين و كدام يك عزتمندانه است؟

۲- آقای موسوی، شما كه به جريان آزاد اطلاعات اعتقاد داريد و شعار تنش زدايي از سياست خارجي را مطرح مي‌كنيد چه چيز موجب قطع رابطه ايران و عربستان در زمان نخست‌وزيريتان شد؟

اصلاح طلب: شما در مناظره ی انتخاباتی آقایان احمدی نژاد و موسوی، شکست خوردید. چه دارید در این مورد بگوئید ؟!

ایمان فرزین: ما پیروز شدیم، این عقیده ی من است. کاندیدای مورد حمایت شما (موسوی)، بجای اعلام برنامه های آینده خود برای کشور، فقط و فقط انتقاد می کند. فقط و فقط انتقاد مغرضانه و ناجوانمردانه علیه دولت نهم. لینک های زیر را بخوانید لطفاً :

۱- 20 سوال که میرحسن موسوی در مناظره به آن پاسخ نداد !

۲- در زماني كه قوه قضائيه درخصوص نام بردن مفاسد اقتصادي كم‌كاري مي‌كند رئيس جمهور مجبور به دفاع از حقوق مردم مي‌شود

۳- مگر شما همان سيدمحمد خاتمى نيستيد كه به همراه 33 نفر ديگر از نمايندگان دوره اول مجلس شوراى اسلامى، از اقدام انقلابى دادستان انقلاب در توقيف نشريات روز دفاع نموديد، و حتى در همان دوران يك روز 40 نشريه توقيف شد.

۴- افشا شدگان رئيس جمهور در صدد دادگاهي كردن او برمي آيند

۵- احمدي‌نژاد: بسياري مديران دولت‌هاي قبل با دست خالي ميلياردر شدند

۶- جزييات تازه از حلقه بسته مديريتي در دولت موسوي و برخورد با تنها روزنامه منتقد

اطلاح طلب: یک یاحسین تا میرحسین ... !

ایمان فرزین: شما فقط دنبال تفریح و عشق و حال و همین آزادی کاذب و به ظاهر لذت بخش خودتان هستید، منافع کشور، پول هایی که درون جیب خیلی ها می رود، دزد ها و دزدی ها، رانت خواری ها و رانت خواران و ... توجهی ندارید. برایتان مهم نیست، فقط دوست دارید دولتی سرکار بیاید، که بگذارد شما هر « گهی » دلتان می خواهد بخورید و کاری به این کارها نداشته باشید! شما سبک مغز و کوته فکر و نزدیک اندیش هستید ... شما فقط داف بازی و اتوبازی و عیاشی کنید، به قول خودتان فقط « آزادی » داشته باشید، دیگر هیچ ! آزادی واقعی، عدالت واقعی، اینست که میلیاردها تومان پول بیت المال، از جیبها و حسابهای شخصی آقایان، به جیب مردم واریز شود. آزادی زمانیست که بتوانی اسم گردن کلفت ترین مفسدان اقتصادی را بدون واهمه اعلام کنید. آزادی فقط به گشت ارشاد نیست ... لیاقت شما مردم نمک نشناس، بیش از این نیست.

+ نوشته شده در  جمعه 15 خرداد1388ساعت 21:5  توسط ایمان فرزین  | 

این روزها بخصوص حوالی پاسداران، نیاوران، فرمانیه و ... مناطق نزدیک ما که سعادت حضور در آنجا نسیبمان شده، اصلاح طلبان و روشن فکران (!) ستادهای به ظاهر مردمی زیادی برای میرحسین موسوی برپا کرده اند. دست بندهای سبز ، بادکنک های سبز، نوارها و پارچه های سبز برای آنتن ماشین ، ... همه روسری ها سبز، کتونی ها بعضاً سبز، و البته در بعضی موارد « سوتین » های سبز خانم های اصلاح طلب هم تا حدودی پیدا است! گروهی از بهترین « داف » های شمال تهران، اجتماعی از عیاش ترین آقا پسرهای تهرانی ... همه اتوموبیل های مدل بالا ... « اتو بازی » ، شماره بازی ، ... بازی ، خیلی چیزهای دیگر بازی، و در مجموع فاحشه بازی و اتو بازیهایی که به اسم انتخابات، و به اسم تعیین سرنوشت کشور انجام می گیرد!

خانم قطعاً از میرحسین موسوی حمایت خواهد کرد، برای راحت تر « اتو » خوردن ، برای خودنمایی بهتر و « آزادانه » تر ! و آقا پسر عیاش اصلاح طلب، برای داف بازی بی دغدغه، هوس بازی، عدم وجود گشت های ارشاد ناجا، معنای واقعی « آزادی » ! ... ما میلیونی در انتخابات شرکت خواهیم کرد؛ شاید عدالت، ساده زیستی و مبارزه با سرمایه داران دانه درشت پیروز شود، شاید هم شیادان اصلاح طلب پیروز شوند! ولی دلیل حضورمان چیست ؟ هوس بازی و عیاشی بی دردسر ، یا تعیین واقعی سرنوشت کشور، یا لج و لج بازی برای اینجا مبادا احمدی نژاد انتخاب شود ؟!

امیدوارم با پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری، مشت محکمی بر دهان رانت خواران، دانه درشت ها، مفسدان اقتصادی و اجتماعی، ثروت اندوزان، و البته هوس بازان و عیاشان « اصلاح طلب » کوبیده شود ... حیف از آن نام مقدس امام حسین که برای چنین تبلیغت کثیفی استفاده می شود ... 

پی نوشت ۱: من هم رو داشتم؛ از لفظ « دکتر » برای خودم استفاده می کردم، با یک مدرک دکترای افتخاری !

پی نوشت ۲: کاندیدای مورد علاقه ی اصلاح طلبان این بود ؟ ایشان بلند نیستند صحبت کنند ؛ مناظره انتخاباتی با قهوه خانه یک مقداری تفاوت دارد، فقط یک مقدار ! جای کلمات و الفاظی مثل « خوش ندارم » ، فکر نمی کنم در تریبونی ملی با چندین میلیون بیننده باشد !

پی نوشت ۳: چرا هیچ بی وجودی از دزدی های صورت گرفته در دولتهای هفتم و هشتم حرف نمی زند ؟ چرا هیچ بی وجودی از تحصیلات « Fast Progressive » باند آقایان و خانم ها و آقازادگان اصلاح طلب صحبتی نمی کند ؟ ...

پی نوشت ۴: برنده ی مناظره بدون شک محمود احمدی نژاد بود ... او خیلی حرف ها را زد، خیلی حرف ها را نزد، و خیلی حرف ها را هم وقت نداشت بزند ...

پی نوشت ۵: فاحشه فقط به کسی نمی گویند که ..... !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 1:30  توسط ایمان فرزین  | 

خاتمی و میر حسین موسوی :: وبلاگ ایمان فرزین :: عکس از سامان اقوامی

میرحسین موسوی و محمد خاتمی :: عکس: سامان اقوامی / ایسنا (خبرگزاری دانشجویان ایران)

به من رای بدهید !

من برای شما آزادی را به ارمغان می آورم ... من برای شما « بد حجابی » و « کم حجابی » و اصلاً بی حجابی را به ارمغان می آورم ... من جیب های شما را پر از پول می کنم ... من به شما نفری 1 میلیون تومان ماهیانه پول می دهم ... من نفت را از چاه های نفت استخراج کرده، و مستقیماً آن را بشکه بشکه درب منازل شما تحویل می دهم ! ... چرا مرگ بر آمریکا ؟! من با آمریکا رابط ی دیپلماتیک برقرار می کنم ... من اقتصاد بیمار این مملکت را درمان می کنم ... من خدمت سربازی را کاهش می دهم ؛ اصلاً موافقید آن را حذف کنم ؟!! ... من آزادی بیان، آزادی قلم، آزادی پوشش، آزادی ، پونک، تجریش، ونک و ... همه چیز را برای شما به ارمغان می آورم ... من برای شما جوانان، در روز ولنتاین جشنهای ملی برگزار خواهم کرد ! ... من گشت های ارشاد را حذف می کنم ؛ اصلاً اگر موافقید، گشت ترویج بدحجابی یا همان « گشت Fashion » را ایجاد خواهم کرد ! ... ورزش این مملکت مشکلات بسیاری دارد، من آن مشکلات را یک هفته ای حل خواهم کرد ... من کلیه مشکلات فقر، بیکاری، تورم، اقتصادی، مسکن، اجتماعی، قضایی، ورزشی، علمی و فرهنگی و ... را حل خواهم کرد ... من « ال » می کنم ؛ من « بل » می کنم ... به من رای بدهید ... من یک « شیاد » هستم ... ! یک شیاد « اصلاح طلب » .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 1:1  توسط ایمان فرزین  | 
دیشب توهم زده بودم! انگار جای دیگری داشتم سیر می کردم! برنامه Word را باز کردم و هرچه که درون مغزم بود را می نوشتم. خلاصه ی توهمات شب گذشته ام اینها شد:

فکر می کنم ؛

به درختی، که تنه اش سفید است، شاخه هایش قرمز ! وقتی نسیم می وزد، برگشهای قرمز رنگش می ریزند، و زمین همچون خون سرخ می شود ... زمین سفید است، بعضی جاهایش فقط سفید است ... خرگوش کوچک به دنبال یک اسکناس صد دلاری می دود، که وزش نسیم دارد آن را دور می کند ... برجک سرباز صفر، از دور پیداست، از خیلی دور ! ... انگار دور دشت دیوار کشیده اند،دیوارهای خاکستری ... تجسم زمین سبز رنگ، با چمن های تقریباً مصنوعی، کمی لذت بخش تر است ... سرباز صفر هنوز دارد روی برجک نگهبانی می دهد ... نسیم دامن قرمز پوشیده ، بلوزی سیاه ، شاید دنباله پروانه ای کرده، فکر می کنم ... آرام آرام می دود ... آسمان یکدصت آبی است، تصور ابرهای سفید کمی شلوغش می کند، دشت نظم هندسی خاصی ندارد ... روی دیوارهای ضلع جنوبی، چند تا پوسر تبلیغاتی چسبانده اند که رویش نوشته: من یک رئیس جمهور خواهم شد . و عکس خودم کنارش است ... از بالا دشت مثل محیط بازی منچ می ماند ! ... تنه ی درخت سفید، روزنه ی نسبتاً کوچک دارد که درب آن باز شده و کلی ورق پاسور بیرون می ریزد ... کف زمین در خیلی از نقاط دشت پرشده از برگه های پاسور ... نسیم ملایم، باد شاید، صد دلاری را می برد درست پیش سرباز صفر، روی برجک ، سرباز صفر آن را گرفت و به خرگوش که آن پایین دیوار است، لبخند می زند و خنده ای طولانی می کند ... خنده سرباز صفر، سراسر دشت را پر کرده ... انگاری با هر خنده اش، برگشهای قرمز درخت بیشتر می ریزند ... یک درب بزرگ روی دیوارهای شرقی است، در باز می شود، من از در که بیرون می روم، همه جا سیاه است ... من وارد کهکشانات شده ام ... آسمان تاریک شب، و کلی ستاره و سیاره ی از دور پیدا ، و کلی فضای خالی ... و دشتی انگار از بیرون خیلی کوچک است ... و البته فقط دیوارهای دورش را و درب شرقی اش را می توان دید ... و از داخل درب فقط می توان دشت را دید ... چقدر کوچک است از بیرون،  داخل فضای بی نهایت کهکشانات، صدای بابک رهنما پخش می شود ... پیدا کن مرا ، شاید آشنا باشم با تو ... پیدا کن مرا ... کره زمین را از دور می بینم، و احساس می کنم خیلی از آن دورم، ولی می توانم با یک لگد، پرتش کنم ... نسیم کجاست ؟ داخل دشت مانده و من دشت را گم کرده ام ... یا شاید روی کره ی زمین است ... اصلاً دوست ندارم به زمین برگردم ... اینجا احساس می کنم از کورس سرعت ستاره های دنیاله دار بیشتر لذت می برم ... بادا بادا مبارک بادا ... ایشالا مبارک بادا !

نوشته ی ایمان فرزین

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 1:21  توسط ایمان فرزین  | 

عکس: امید وهاب زاده :: ایمان فرزین :: Iman Farzin

شما ملعون هستید ... خداوند دارد از شما انتقام می گیرد ، و من خداوند را دوست دارم ... شما لیاقت داشتن یک کشور خوب، تمیز، پیشرفته، متمدن، آزاد، سرشار از دموکراسی، مدنیت، علم و تکنولوژی، غرور و پایداری را ندارید ... لیاقت شما یک چیزی بسیار بسیار کمتر از چیزی است که الآن دارید ... خداوند تا کنون خیلی لطف کرده که همین را هم به شما داده ... شما در جهان آبرو ندارید، چون خودتان نخواستید داشته باشید ... شما آزادی ندارید و آزاد نیستید، چون خودتان نخواستید باشید ... شما در رفاه نیستید، چون خودتان نخواستید باشید ... شما گرسنه هستید، چون خودتان نخواستید که سیر باشید ... شما مورد ظلم واقع می شوید، چون ظالم بودید و ظلم می کردید ... لیاقت شما بودن در صف نان است، لیاقت شما همین است که سر صف شیر یارانه ای باهم دعوا کنید ، لیاقت شما اینست که مثل یک گله گوسفند سوار یک اتوبوس شوید و در هم بلولید ... لیاقت شما اینست که در کشوری که قیمت یک لیتر بنزین از یک لیتر « آب » ارزانتر است، برای یک لیتر بنزین « سگ دو » بزنید ... لیاقت شما اینست که مثل « خر » کار کنید و به هیچ جا نرسید ... شما یک ملت نفرین شده هستید ... شما خودتان عرضه ندارید، مشکل شما دولت نیست، مشکل شما حکومت نیست، شما بی لیاقتی خودتان را گردن دولت بدبخت می اندازید ... شما حالا حالا ها باید زجر بکشید، هنوز مانده است تا عذاب برای شما پست فطرتان به پایان برسد ... لیاقت شما کسی مثل آن « خاتمی » دروغگو و کلاهبردار است که با آن نیشخندهای مرموزانه اش ۸ سال اسکولتان کند ! شما آنقدر نمی فهمید که از میرحسین موسوی برای خودتان یک « بت » ساخته اید ! اگر من روزی رئیس جمهور شوم، آنوقت معنای واقعی دموکراسی را نشانتان خواهم داد ...

+ نوشته شده در  شنبه 9 خرداد1388ساعت 14:22  توسط ایمان فرزین  | 

عکس: ایمان فرزین :: نوپو :: Photo Iman Farzin

پرسپولیس با یکصدهزار نفر هوادار میزبان بنیادکار ازبکستان بود که اگر هر یک هوادار فقط یک آرزو داشته باشد، یکصدهزار آروز پرپر شد. مهم نیست ! تیمی که بازیکنانش تو روی سرمربی به او فحش بدهند، تیمی که هر روز سر تمریناتش درگیری و دعوا باشد، تیمی که پول اقامت میهمانانش در « هتل » را نداشته باشد بدهد، باید هم ببازد! همین الآن بدلیل بدهی ۷ میلیون تومانی باشگاه پرسپولیس به هتل لاله، کارت شناسایی بنده و خیلی از دوستان در هتل گرو مانده است!

دیروز پس از باخت، حامد مومنی ( مترجم وینگادا )، بعض کرده بود ... شب از هتل تماس گرفتم با او البته به دلیل مسابقه حساس منچستر و بارسا، ادامه صحبتهایمان به بعد موکول شد ... خیلی اتفاقات در این چند ماه افتاد که از زبان حامد خواهم شنید و خواهم نوشت ... باید این فوتبال کثیف را « قهوه ای » کرد!

دیروز البته روز پیروزی من بود ! دیروز برای اولین بار، خودم به تنهایی مسئولیت نظارت و نمایندگی پخش تلویزیونی مسابقه برای WSG را بر عهده داشتم. همه ی همکارانم در عربستان حضور داشتند، و مسئولیت مسابقه تهران به من سپرده شده بود ، که به یاری خدا بودن نقص و بطور کامل از عده ی انجام آن برآمدم و اوین پیروزی کاری ام در World Sport Group ( مسئول بازاریابی، تبلیغات و پخش تلویزیونی مسابقات کنفدراسیون فوتبال آسیا ) را بدست آوردم.

دوست خیلی عزیز و دوست داشتنی دارم به نام علی کاظمی مجرد . این عکاس تنبل و حاشیه ای، دیروز در ورزشگاه آزادی و به دلیل همین حاشیه ای بودنش، توسط عوامل یگان ویژه نیروی انتظامی بازداشت شد. کاملاً در جریان قضیه هستم، هم صحبتهای علی را شنیدم، و هم بعد از مسابقه با سرهنگ سامانی، فرمانده حفاظت اطلاعات یگان ویژه ناجا صحبت کردم. کار علی کاظمی کار چندان درستی نبود، در حقیقت اشتباه بود. در فاصله فقط چند روز تا انتخابات، استفاده از چنین تصاویری مثل ضرب و شتم تماشاگرنماها توسط پلیس، کار چندان عقلانی نیست. البته برخورد بعضی از عوامل یگان با علی هم به هیچ عنوان قابل قبول نبوده و در شان یک نیروی مسلح نیست. دلیلش شاید « حاضر جوابی » علی در مقابل نیروهای یگان بوده است. سرهنگ سامانی، از فرماندهان زحمتکش یگان ویژه ی پاسداران ناجا است و البته از دوستان بسیار خوب و بزرگوار من؛ شاید ایشان هم در شرایط خوبی نبوده و درگیری ها و آشوب های پایان مسابقه مسابقه توسط اراذل و اوباش و تماشاگرنما ها می تواند مهم ترین عاملش باشد ... هفته ی آینده حتماً سعی خواهم کرد جلسه ای برای آشتی کنان علی کاظمی مجرد و سرهنگ سامانی برگزار کنم ... علی هم باید بپذیرد که خیلی جاها آدم باید کوتاه بیاید، و بعضی وقتها سکوت کند ... به خیر تمام خواهد شد همه چیز !

+ نوشته شده در  جمعه 8 خرداد1388ساعت 13:40  توسط ایمان فرزین  | 

عکس: ایمان فرزین :: Photo by Iman Farzin

پیدا کن مرا، شاید آشنا باشم با تو ... پیدا کن مرا ... آشنا کن مرا ، با قلب مهربونت ، بیدار کن مرا ...

بیدا کن مرا ، تو این شب رویایی ، بیدار کن مرا ...

تو این شب رویایی، برای با تو بودن ، بیا با من یکی شو، اولین و آخرینم ...

می خوام از تو بخونم ، می خوام با تو بمونم ... بیا قلبم رو احساس کن ...

کمی از نوشتن درباره سیاست و فوتبال کثیف و این جور چیزها خسته شده ام ... کمی احساس می کنم دلم برای عکاسی تنگ شده ... دلم برای آرامشی که با عکاسی کردن به من دست می دهد ... دلم برای تورهای دوربین دات نت تنگ شده، برای احسان رافتی که چندین ماه می شود نتوانسته ام ببینمش ... دلم برای تمرکز روی موج های آرام دریای خزر، سنگهای غول پیکر لب ساحل، غروب غم انگیز و آرامش بخش، معنای واقعی سیگار ... چیزهای خیلی زیادی هستند که ارزشمندتر از پول هستند ... عکس بالا مربوط به سفر گچسر (دشت لاله ها) اردیبهشت سال گذشته ... شعر بالا هم قسمتی از موسیقی جدید بابک رهنما ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 19:52  توسط ایمان فرزین  |