تبليغاتX
وبلاگ ایمان فرزین :: عکاس مطبوعات
ویلاگ عکاس ایمان فرزین :: عکاس خبری و خبرنگار:: Iman Farzin :: PhotoJournalist

... still in Laaleh Hotel , Tehran ! Thats not lovely to be out of home and university for about 2 weeks ! Everyday spending many hours in hotel, stadium, training , meetings and ofcourse the Airport ; realy not fair !

Since today, I decided to broadcast my blog in two languages (Farsi and English) ; maybe 3 languages in the future !

I was interpreter and leader of Iceland national football team, they defeated 1-0 by Iran yesterday at the Azadi Stadium and then left Iran ... Just 1 day passed , but i realy miss them , they were so lovely , kind , gentleman , and professional people ... I've never seen a crew like them before ... hope to see them again , maybe here and maybe in Iceland !

من و محافظ تیم ایسلند ؛ حسین میرفخرایی ؛ ایستگاه پنجم توچال :: Iman Farzin

تصمیم گرفتم از این پس وبلاگم را به دو زبان فارسی و انگلیسی بنویسم ؛ شاید در آینده حتی به ۳ زبان زنده ی دنیا !

همچنان در هتل لاله تهران هستم؛ دو هفته ای می شود که از خانه و دانشگاه به دورم ؛ گذرندان چندین ساعت در هتل، ورزشگاه، تمرینات، جلسات، و البته فرودگاه چندان دوست داشتنی نیست، که البته به عادت روزمره ام تبدیل شده است!

مترجم و راهنمای کاروان تیم ملی فوتبال ایسلند بودم که مقابل ایران یک بر صفر شکست خوردند و رفتند ! فوق العاده میهمانان دوست داشتنی، مهربان، با اخلاق و البته حرفه ای بودند ؛ هیچ تیمی را تا به ال اینقدر دوست داشته ام ... کمتر از یک روز ار رفتنشان می گذرد، ولی به خدا دلم برایشان تنگ شده است ؛ امیدوارم به زودی ببینمشان، شاید همینجا و شاید در ایسلند !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 15:6  توسط ایمان فرزین  | 

از دیروز در هتل لاله تهران مستقر هستم ؛ مترجم تیم ملی فوتبال ایسلند که چهارشنبه با تیم ملی فوتبال ایران در ورزشگاه آزادی بازی دوستانه دارد ؛ پس از آن با تیم ملی فوتبال مقدونیه ، و سپس با ناظر مسابقه تیمهای ملی فوتبال ایران و اردن در مقدماتی جام ملتهای آسیا ۲۰۱۱ قطر !

من مانده ام این ترم چگونه باید ۱۷ واحد را پاس کنم ؟! دو هفته دوری از خانه و دانشگاه ... !

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 1:32  توسط ایمان فرزین  | 

قابل توجه بعضی ها؛ اینجانب ایمان فرزین، از هیچ احدی به غیر از پرردگارم ترس ندارم و نخواهم داشت؛ و اگر پایش برسد، حسابی از خجالتش درخواهم آمد! حال می خواهد آن کس رئیس باشد، مدیر باشد، نایب رئیس باشد، معاون باشد، دبیرکل باشد، عضو کمیته انضباطی باشد، حراستی باشد، مسئول فلان کمیته باشد، سردار باشد، تیمسار باشد، ... و یا هر عنوانی داشته باشد ؛ اگر بحث نگه داشتن حرمت و احترام کسوت و اینجور مسائل نبود، تا به حال خیلی ها را شسته بودم ...

پی نوشت: شما زیاد جدی نگیرید؛ بگذارید به حساب کم عقلی و دیوانگی من ... بیخیال!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 14:48  توسط ایمان فرزین  | 

به این نتیجه رسیده ام که تا زمانی که عده ای کوته فکر و ... مدیران و رئیس و روسای فوتبال کشور هستند هیچ امیدی به آینده ی روشن نمی توان داشت !

AFC U-14 Festival of Football , Tehran :: Photo by Iman Farzin

توضیح عکس: در حاشیه فستیوال نوجوانان فوتبال آسیا - ایمان فرزین - ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 15:13  توسط ایمان فرزین  | 

فقط پایمان به کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال باز نشده بود که بالاخره شد! ظهر دیروز به همراه امیر صدیقی و حامد مومنی به کمیته انضباطی - کبقه پنجم - احضار شدیم ... چند روز بیشتر باقی نمانده است ؛ فقط چند روز ... اینبار نوبت ماست که بتازیم !

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 20:41  توسط ایمان فرزین  | 

چند مطلب مهم و غیرمهم ؛ یکی اینکه به عقیده ی بنده عده ی کثیری از همشهریان و هموطنان عزیزمان، فاقد فرهنگ و شعور لازم در زمینه مدنیت و رفتار اجتماعی می باشند ! عذرخواهی می کنم البته ... !

دوم اینکه؛ شهادت جمعی از سرداران سپاه پاسداران و عده ای از مردم را در حادثه روز گذشته به اعضای خانواده و بازماندگان آنان تسلیت عرض می کنم.

سوم اینکه؛ حیف بیت المال و سرمایه ملی که از آن به بعضی ها حقوق و مزایا می دهند ، حیف ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 10:23  توسط ایمان فرزین  | 

در طول این مدت (دوسال گذشته) چیزهایی دیدم و شنیدم که باورش برایم کمی مشکل به نظر میرسد ؛ من تازه دارم به یک اپسیلون از کثیف بودن دنیا پی می برم ! دلم می خواست اسلحه ای داشتم و دنیا را از لوث وجود بعضی از « اشرار » پاک می نمودم ... افسوس که ندارم ! من کافه ی زندگی را به هم خواهم ریخت ... !

+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 11:8  توسط ایمان فرزین  | 

از اتاق رسانه ای استادیوم آزادی می نویسم و همین الآن هم استقلال ۲ بر صفر از استقلال اهواز پیش افتاده است ! زیاد توجهی به بازی ندارم، اینجا جای خوبی است در ورزشگاه !

دیروز بعد از مدتها متوجه شدم که نسخه ی امیر کریم پور - دبیر کمیته بین الملل فدراسیون فوتبال - را در مکه مکرمه پیچیدند ! در نزدیکی خانه ی خدا ! وای بر ما به سفر حج خانه خدا می رویم و نسخه رفتن دیگران را می نویسیم ... حیف !

البته به کوری چشم بعضی ها (!) کریم پور الآن در کنفدراسیون فوتبال آسیا AFC در مالزی مشغول به کار شده است !

... اینجا ورزشگاه آزادی ، استقلال همچنان با دو گل جلو است !

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 13:33  توسط ایمان فرزین  | 

این هفته اتفاقات روند بهتری نسبت به گذشته پیدا کرده اند ، حداقل در ظاهر که اینطور به نظر می رسد! مهمترین آنها این است که عباس انصاری فرد و باند کثیفش گورشان را از پرسپولیس گم کردند و رفتند که اتفاق فوق العاده مبارکی است ؛ برای من و سعید یوسفی و حامد مومنی و میلیون ها هوادار! رفتن محمد علی آبادی از سئول و جایگزینی دکتر سعیدلو و بازگشت مجدد حبیب کاشانی را هم اتفاقاتی مثبت ارزیابی می کنم.

ایمان فرزین: دلم می خواهد عریان به خیابان بروم و فریاد بزنم هرآنچه دلم می خواهد ... افسوس که اگر چنین کاری بکنم ؛ چوب در ماتحتم خواهند کرد !

لینک : تعدادی از عکسهای تور قلعه رودخان در فیس بوک

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 12:56  توسط ایمان فرزین  | 

بامداد پنجشنبه ۹ مهر به همراه دوستان قدیمی و جدید تورهای عکاسی دوربین دات نت، بعد از حدود یک سال دوری از تور، به سفر یک روزه ی « قلعه رودخان » در استان گیلان رفتیم. فوق العاده زیبا و کم نظیر بود و بسیار خوش گذشت در جوار دوستان ... عکسهایش در فیس بوک هست و به زودی در دوربین دات نت و وبلاگ دوستان هم خواهد آمد.

سپهر حیدری، عادل کلاه کج، وزلی برازیلیا و ایمان فرزین :: عکس: میلاد پیامی

جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۸ ؛ دربی استقلال و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی ؛ پس از مسابقه تقریباً از اعمال قوانین و مقررات رسانه ای در لیگ فوتبال ایران نا امید شدم ؛ ای کاش در ورزشگاه بودید و نظم کنار زمین را مشاهده می کردید ! سردار سیدمجتبی عبدالهی (فرمانده کل یگان های ویژه ناجا) و سردار رجب زاده (رئیس پلیس پایتخت) هم با لباس شخصی در ورزشگاه بودند.

یک تساوی دیگر ؛ حتی بیشتر از تساوی حقوق زن و مرد ! این دفعه بالاخره صدای همه درآمده بود ، شعارهای تماشاگران قرمز و آبی و دیگران ... در ضمن استقلال از ۱۴ آبان ۱۳۸۴ به بعد دیگر نتوانسته پرسپولیس را شکست دهد ... !

عکس بالا شادی گل عادل کلاه کج زننده گل تیم پرسپولیس است که میلاد پیامی گرفته ؛ من هم دقیقاً پشت سر وزلی برازیلیا ایستاده ام در سمت چپ تصویر !

+ نوشته شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت 21:20  توسط ایمان فرزین  | 
اینجا مردم چهار دسته اند:

۱- دسته ی اول کسانی که مال مردم را می خورند ؛ که خدا از تقصیراتشان نگذرد انشاءالله !

۲- دسته ی دوم کسانی که مال مردم را می خورند (در این مورد اوضاع اسف بار تر است !!! )

۳- دسته ی سوم کسانی که از مال مردم بالا می روند ؛ که بازهم خدا نگذرد ازشان به حق امام حسین ! اینجور مواقع دیوار بلند و حصارکشی روی آن می تواند پیشگیری کند!

۴- و دسته ی چهارم بازهم از مال مردم بالا می روند ؛ ولی این بار از روی ناچاری و برای یک لقمه نان حلال ! مثل خود ما که برای کارهای اداری مجبوریم از مال رئیس و معاون بالا برویم !

اینجا همه چیز سر مال مردم است ؛ این مال مردم است که دردسر ساز شده است ... اینجا اوضاع خیلی خراب تر از آن است که به نظر می رسد ... ای کاش ایرج میرزا زنده بود و چند بیتی در وصف حال روزگار امروز می سرود ... ای کاش خیلی چیزها خوب بودند !

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 13:31  توسط ایمان فرزین  | 

روزگار خیلی بدی است ، احساس نفرت، ترس، بی روحیه بودن و بی حس و حالی ... اوضاع خیلی فرق کرده حتی با ۳ ماه پیش ... انگار همه چیز دارند به اعماق دره سقوط می کند ... وبلاگ ما هم که یک زمانی بروبیایی داشت امروزه به صفحات متروکه اینترنت تبدیل شده است ! مطمئن نیستم ولی شاید همه چیز مثل روز اول شوم؛ حتی شاید بهتر از اول.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 19:37  توسط ایمان فرزین  | 

ایمان فرزین: روزنامه اعتماد در شماره ۲۰۴۴ خود چاپ شده در تاریخ شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۸ ، به گزارش از مرگ برندها در ایران پرداخته که فوق العاده گزارش تاسف بار و موشکافانه ای بوده است.

گزارشي از احتضار پنج برند بزرگ ايراني

مرگ برندها در ایران

علیرضا بهداد

«برندکشي» در ايران جان گرفت. برندهاي ايراني در حالي که مي توانستند هر کدام سفير ايرانيان در اقصي نقاط دنيا باشند، به نوبت در صف «مرگ» قرار گرفته اند تا ديگر به جز نام و نشان و خاطره يي در آلبوم صنعت کشور و حتي دنيا چيز ديگري به يادگار نگذارند. ده ها نام به جا مانده از انقلاب صنعتي ايران همچون «ارج»، «آزمايش»، «نساجي مازندران»، «پارس الکتريک»، «هپکو»، «کفش ملي» و... هر کدام حکايت از مرداني دارد که آجر به آجر ساختمان هاي جاده مخصوص کرج را روي هم گذاشتند و بزرگ ترين اتوبان صنعتي کشور را ساختند. اينک اين اتوبان به جاي آنکه به ميراث فرهنگي صنعت کشور تبديل شود، يک به يک توسط سازمان هاي مختلف خريداري مي شود تا شايد به صورت پارکينگي براي خودروسازان درآيد يا اينکه با تغيير کاربري به مجتمع هاي مسکوني تبديل شود. سيد جعفر اميني، مديرعامل سابق پارس الکتريک، دليل مرگ برندها در ايران را فقدان سازمان ميراث فرهنگي صنعت کشور مي داند و مي گويد اگر مي دانستيم برندها چه هويتي براي ما رقم مي زنند، چنين ساده نظاره گر مرگ آنها نبوديم. تابوت برندهاي ايراني در حالي يک به يک از جلوي چشم دولتمردان به گورستان برده مي شود که کشورهاي ديگر برندسازي را در دستور کار خود قرار داده اند. در اين گزارش چند برند بزرگ را برگزيده ايم تا با بازخواني تاريخ آنها شايد بتوانيم تلنگري ايجاد کنيم و برندهايي را که هنوز نمرده اند از مرگ نجات دهيم ... >>> ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 18:52  توسط ایمان فرزین  | 

هوای تهران چندی است دم از آلودگی می زند. سهراب سپهری گفته : « جای مردان سیاست بنشانید درخت ... تا هوا تازه شود ! »

+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 0:59  توسط ایمان فرزین  | 

دیشب رفته بودم کف آب و داشتم فکر می کردم ، و بعد از کلی تفکر به این نتیجه رسیدم که سیاست مثل آب استخر در ماه مبارک رمضان می ماند! باورتان نمی شود اگر بگویم زیر آب را نمی شد دید آنقدر کثیف بود ... مثل اینکه در این ماه پر برکت، ملت روزه دار ما وقت استحمام ندارند و فضایل و برکات خدادای را در آب استخر رها می کنند !

یادم نیست کجا خوانده امیا شنیده ام؛ اما هر ملتی، لیاقت هرآنچه به سرش می آید را دارد ... !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 1:47  توسط ایمان فرزین  | 
جمشید انصاری
 
اقدامات و اعمال خلاف قانون که توسط ماموران نیروی انتظامی در حوادث پس از اعلام نتایج انتخابات رخ داد، احمدی‌مقدم فرمانده این نیرو را در مخمصه بزرگی گرفتار کرد و او برای رهایی از این مخمصه نزد افکار عمومی ناچار به اظهارنظر و موضع‌گیری‌هایی شده است که نگاهی اجمالی به این اقدامات خلاف قانون و نوع برخورد فرمانده نیروی انتظامی با آنها می‌تواند عمق گرفتاری در حوزه مدیریت امور انتظامی را نشان دهد.

وقتی تصاویر و فیلم‌های مربوط به ضرب و شتم مردم بیگناه و ایراد خسارت عمدی به اموال و خودروهای مردم توسط تعدادی از ماموران انتظامی منتشر شد و پس از اثبات صحت این رفتارهای خلاف قانون از سوی ماموران تحت امر ایشان، وی با بیان اینکه نیروی انتظامی آمادگی دارد خسارات وارده را جبران نماید سعی کرد از مسئولیت این رفتارهای نادرست شانه خالی کند.

بعد از انتشار اخبار مربوط به بازداشتگاه کهریزک که زیر نظر مستقیم سرتیپ رادان قائم مقام احمدی‌مقدم اداره می‌شد و صدور دستور مقام معظم رهبری در خصوص تعطیلی آن بازداشتگاه و اطلاع گسترده مردم از جنایات و فجایعی که در بازداشتگاه یاد شده و نیر در برخورد غیرقانونی و غیرانسانی با تعدادی از بازداشت‌شدگان اتفاق افتاده بود، ابتدا ایشان تعدادی از ماموران شاغل در بازداشتگاه کهریزک را متخلف اعلام کرد و با افزایش اعتراضات عمومی و حساس شدن نمایندگان مجلس و نخبگان کشور به معق این فجایع، با اشاره به طبیعی بودن بخشی از این حوادث در بازداشتگاهها و اعلام برکناری و تنبیه چند مامور رده پائین، وعده رسیدگی به تخلفات آنان را داد و در نهایت با قبول بخشی از مسئولیت این فجایع (آنهم به صورت کلی) سعی کرده‌اند از کنار مسئله‌ای به این اهمیت به سادگی عبور نماید.

امروز جامعه ایران، بهت‌زده از فجایع و جنایاتی که در مجموعه تحت مسئولیت سرتیپ احمدی‌مقدم رخ داده است به هیچ‌وجه از اینگونه توضیحات و شانه خالی‌کردن از مسئولیت‌ها قانع نمی‌شود و لازم است برای دلجویی از قربانیان این فجایع و خانواده‌های آنان و برای اینکه بر این جراحت بزرگی که بر روح جامعه وارد آمده مرهمی نهاده شود و استمرار این اقدامات خلاف قانون در دستگاه‌های امنیتی و انتظامی متوقف گردد، اقداماتی جدی و سریع به شرح زیر در دستور کار قرار گیرد:

1- با توجه به مسئولیت مستقیم مدیران در خصوص رفتارهای خلاف قانون مجموعه‌های تحت امر خویش، به ویژه در واحدهای انتظامی و امنیتی و مسئولیت مستقیم سرتیپ احمدی‌مقدم نسبت به برکناری ایشان اقدام گردد؛ البته مناسب‌تر این بود که وی شجاعانه مسئولیت تمام حوادث اتفاق افتاده را می‌پذیرفت و همانند آقای دری نجف‌آبادی در جریان قتل‌های زنجیره‌ای از مسئولیت خویش کناره‌گیری می‌کرد.

2- مامورانی که در وقوع این فجایع و آزار و اذیت بازداشت‌شدگان به صورت مباشر نقش داشته‌اند و آن‌دسته از فرماندهانی که با قصور در انجام وظایف قانونی خود و عدم نظارت بر مجموعه‌های تحت فرماندهی خود زمینه‌ساز این تخلفات بوده‌اند و نیز آمرین انجام این تخلفات به مردم معرفی و نسبت به محاکمه و مجازات آنها اقدام گردد.

3- از سوی کمیته منتخب مجلس، بدون هرگونه ملاحظه سیاسی و جناحی، گزارش دقیق آنچه در بازداشتگاه‌ها اتفاق افتاده است به مردم ارائه شود.

باشد که انجام این اقدامات التیام بخش روح آزرده‌ جامعه و زمینه‌ساز بازگشت اعتماد عمومی باشد.

رئیس کمیته سیاسی فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 23:57  توسط ایمان فرزین  | 

ایمان فرزین :: Iman Farzin

حتماً خیلی ها یادشان هست قرار بود رئیس جمهور شوم ! حالا اوضاع خیلی فرق می کند ، خیلی چیزها عوض شده و جریانات به سمت و سویی دیگر می روند. نوشتن واقعیت های زندگی ام را آغاز کرده ام ؛ کتابی که اگر منتشر شود، من را به شخصی منفور تبدیل کرده و به طور قطع باعث اعدامم خواهد شد ... بشریت را باید از وجود لوث من پاک کرد ، من را شاید حذف باید کرد ؛ به جرم اینکه چیزهایی می خواهم که با عقلانیت در تضاد است ، حداقل از دیدگاه عوام ... ایمان فرزین است و یک اپسیلون امید ... اعدام ایمان فرزین خیلی ها را خوشحال خواهد کرد !

پی نوشت: آزادی ساتیار امامی و مجید سعیدی را به جامعه عکاسان مطبوعات ایران تبریک می گویم.

+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 2:48  توسط ایمان فرزین  | 

آیا تا بحال به صورت کاملاً مهربانانه و دوستانه تهدید شده اید ؟! آیا این تهدیدات احتمالی، شما را از انجام کاری که قصد داشتید انجام دهید منصرف کرده است ؟! آیا ترس از « حذف شدن » در شما وجود داشته است ؟! ... همه اینها را گفتم که بگویم اینها هیچ تاثیری در کار من ندارد ؛ کارم را می کنم و از احدی جز خدا نمی ترسم ... همه چیز به قوت خود باقی است ... یک مقداری صبر ، نه ترس البته !

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 16:2  توسط ایمان فرزین  | 

شنبه روز افشاگری است ؛ شنبه روز رسوایی مالی و اخلاقی یک مدیر متخلف دولتی است ؛ ۳ روز مانده تا شنبه ... برای پشیمانی زیاد وقت نداری آقای مدیر !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 2:11  توسط ایمان فرزین  | 

آیت الله صادق خلخالی

۱) یکی از کتابهایی که به شخصه مطالعه اش را بسیار مفید می دانم، کتاب خاطرات آیت الله صادق خلخالی است. فکر می کنم کسانی که تابحال آن را نخوانده اند، نیمی از عمرشان در فناست ! البته در آینده در مورد خانم دکتر فاطمه صادقی - دختر آقای خلخالی - خواهم نوشت.

۲) نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، رسماً اعلام کرده بازداشتگاه کهریزک به منظور نگهداری و تاءدیب اراذل و اوباش دستگیر شده در طرح های امنیت اجتماعی تعبیه شده است و نهگداری بازداشت شده گان اغتشاشات اخیر در آن کاملاً مغایر قانون بوده است! البته احتمالاً در جریان هستید که به دستور فرماندهی کل قوا، با مسئولین متخلف این بازداشتگاه برخورد قانونی صورت گرفت.

۳) مربیان کروات باشگاه پرسپولیس، روز سه شنبه جهت انجام تست پزشکی راهی فدراسیون پزشکی ورزشی واقع در ورزشگاه شهید شیرودی تهران شدند، که به گفته یکی از مسئولین باشگاه، به دلیل عدم پرداخت هزینه ۴۰۰ هزار تومانی این تست، مربیان پذیرش نمی شوند ! این داستان یا واقعیت دارد، یا برای « پیچاندن » طلبکاران احمقی مثل من ساخته شده است ...! کریم باقری، علی کریمی، حسین هدایتی، افشین پیروانی، علیرضا واحدی نیکبخت و ... اکثریت قریب به اتفاق بزرگان فوتبال، مخالف حاج عباس انصاری فرد در سمت مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس هستند ؛ امیدوارم ما اشتباه کنیم ، وگرنه رسوایی مالی بزرگی گریبان گیر ایشان خواهد شد تا چند روز آینده ...

۴) شایعه شده دکتر سعیدلو - معاون اجرایی رئیس جمهور در دولت نهم - به عنوان رئیس جدید سازمان تربیت بدنی انتخاب خواهند شد. تا همین جا که خبر از تعویض علی آبادی به گوش می رسد، جای بسی خوشحالی دارد ؛ ایشان به عقیده ی من اصلاً در ورزش موفق عمل نکردند ...

۵) تجربه ثابت کرده درجه دارانی که بعداً افسر می شوند، به هیچ عنوان فرماندهان موفق و محبوبی از آب در نخواهند آمد ؛ البته زیاد ربطی به موضوع نداشت!

۶) بعضی اشعار ایرج میرزا ، آدمی را از اعماق وجود ارضاء می کند ... بخوانید شعر چادر را.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 2:28  توسط ایمان فرزین  | 

۱) حالم زیاد خوب نیست ؛ کلی طلب دارم، از اشخاص حقیقی و حقوقی ، کلی بدهی دارم ، وضعیت کشور هم که چندان امیدوار کننده نیست ، الآن هم سه چهار روزی است از بعد از ظهر تا آخر شب را فقط در استخر می گذارنم تا فکر و خیالم آسوده تر باشد !

۲) پسر یکی از امیران مملکت شاید چند ماهی بیشتر زنده نباشد، یک دوست عزیز که احتمال بودنش کمتر از نبودنش است ... تا آذرماه چیزی مشخص نیست هنوز ... شاید همان یک اپسیلون امید جواب دهد !

۳) چند خط از اعترافات مجید سعیدی و ساتیار امامی را در روزنامه خواندم ؛ ... هنوز پک های سنگین ساتیار به سیگار در ذهنم است ...

۴) جانشین فرماندهی ناجا: آرزوي مي‌كنم روزي برسد كه نيازي به گشت ارشاد در جامعه نباشد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 2:5  توسط ایمان فرزین  | 

سردار سرتیپ ۲ پاسدار محمد رویانیان ، فرمانده پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا بازنشسته شد و جای خود را به سردار اسکندر مومنی - معاونت عملیات سابق ناجا - داد. البته خود رویانیان هم زمانی معاون عملیات نیروی انتظامی بوده است.

عکس: احسان رافتی :: وبلاگ ایمان فرزین

رویانیان آدم خنده رو و کلاً شادی بود ؛ البته با چهره ای که بیشتر به فرماندهان بسیج و یا یگان های عملیاتی شباهت داشت، نه به راهنمایی و رانندگی ! (مزاح بود)

احسان رافتی عکسهای جالبی از سرتیپ دوم محمد رویانیان داشت که بهتر است به همین بهانه از آن استفاده کنم. البته ایشان همچنان در سمت ریاست ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت کشور فعالیت می کنند.

عکس: احسان رافتی :: وبلاگ ایمان فرزین

---------------------------------------------------

این آقای حاج آقا عباس انصاری فرد، مدیرعامل محترم باشگاه پرسپولیس هم ظاهراً نمی خواد سر کیسه را شل کرده و مطالبات بدبخت و بیچاره هایی امثال من را پرداخت کند ! هر روز به یک بهانه ای آدم را می پیچاند؛ جدیداً هم که مد شده وقتی شماره ات را می بینند، تلفن را جواب نمی دهند! شاید فردا رفتیم باشگاه ، شاید این جمعه حاجی به ما هم بدهد ؛ شاید !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 2:17  توسط ایمان فرزین  | 

عکس: ایمان فرزین :: PHOTO by Iman Farzin

۴۰ عکاس مطبوعاتی با عنوان “جمعی از عکاسان مطبوعات” نامه سرگشاده‌ای را خطاب به هیئت مدیره انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران منتشر کردند و خواستار حمایت این انجمن از صنف عکاسان مطبوعات پس از وقایع اخیر شدند.

در این نامه که عکاسان برجسته‌ای چون آلفرد یعقوب‌زاده، حسن سربخشیان، علی خلیق، نیوشا توکلیان، جواد منتظری و … آن را امضا کرده‌اند از انجمن درخواست شده تا بعنوان یک نهاد صنفی حامی عکاسی مطبوعاتی حرکتی قاطع شامل حمایت از صنف عکاسان مطبوعات، بازپس گیری خسارات و پیگیری دلایل بازداشت عکاسان صورت دهد.

این نامه در وبلاگی منتشر شده (http://akkasan.wordpress.com) و جمع آوری امضا از جانب عکاسان مطبوعات برای این نامه همچنان ادامه دارد.

متن نامه به این شرح است :

————————————–

اعضای هیئت مدیره انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران

در طول یک ماه گذشته و از زمان آغاز فعالیت عکاسان مطبوعات ایران پیرامون دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، جمع کثیری از عکاسان مطبوعات مورد ضرب و شتم، بازداشت، تهدید، از بین رفتن تجهیزات عکاسی، توقیف عکسها، ممانعت از عکاسی و تولید خبر و … شده اند.

سکوت انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران بعنوان تنها نهاد صنفی متولی عکاسان مطبوعات ایران که موظف به حمایت قاطع از تمام عکاسان عضو و غیر عضو است، مسئله‌ای تعجب برانگیز است.

ما عکاسان مطبوعاتی امضا کننده این نامه تقاضا داریم انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران بعنوان یک نهاد صنفی حامی عکاسی مطبوعاتی و بر اساس میثاق نامه این انجمن که بندهای یک، چهار و چهارده آن به شکلی آشکار نقض شده است، حرکتی قاطع شامل حمایت از صنف عکاسان مطبوعات، بازپس گیری خسارات و پیگیری دلایل بازداشت عکاسان صورت پذیرد.

سکوت بر اساس مصلحت شاید منجر به بقای این انجمن شود، اما قطعا نتیجه‌ای جز از دست دادن بخشی از پشتوانه جامعه عکاسی نخواهد داشت.

 ————————————–

۱- آلفرد یعقوب زاده  ۲-حسن سربخشیان  ۳-علی خلیق  ۴-نیوشا توکلیان  ۵-جواد منتظری   ۶-کیان امانی  ۷-آرش عاشوری نیا  ۸-حسین سلمانزاده  ۹-بابک برزویه  ۱۰-عبدالحسین رضوانی   ۱۱-بابک بردبار  ۱۲-آکو سالمی  ۱۳-بهنام صحوی  ۱۴-حمید جانی پور  ۱۵-محمد قدمعلی  ۱۶-حسام بختیاری  ۱۷-علی حامد حق دوست  ۱۸-آذین انور حقیقی  ۱۹-خلیل غلامی  ۲۰-ندا آستانی  ۲۱-محمد تاجیک  ۲۲-علی محمدی  ۲۳-امید وهاب زاده  ۲۴-حنیف شعاعی  ۲۵-روشن نوروزی  ۲۶-مهران افشار نادری  ۲۷-نیما افشار نادری  ۲۸-سعید عامری  ۲۹-محمد نمازی   ۳۰-محبوبه بوجار  ۳۱-ابوطالب ندری  ۳۲-سودابه کریمی  ۳۳-مهدی بلوریان  ۳۴-روجا مهدوی  ۳۵-مسعود حاج جعفری  ۳۶-میثم میر زنده دل  ۳۷-پیام اکبری  ۳۸-محمد شاه حسینی  ۳۹-حسن آقامحمدی  ۴۰-ایمان فرزین  ۴۱-جاوید تفضلی  ۴۲-مهدی مصلحی  ۴۳-ابراهیم حیدری  ۴۴-علی چاشنی گیر  ۴۵-محمد خیرخواه

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت 2:0  توسط ایمان فرزین  | 

می گویند روز جمعه و در اطراف دانشگاه تهران، عده ای ناشناس مردم را با چاقو می زدند ... یکی بود که می گفت: بر سرنیزه می توان تکیه کرد، ولی روی آن نمی توان نشست ... !

+ نوشته شده در  جمعه 26 تیر1388ساعت 15:51  توسط ایمان فرزین  | 

چقدر شماها بی منطق و بی انصافید ... چقدر بی وجدان هستید شما ... شماها نادانسته در مورد هرکسی که دلتان می خواهد قضاوت می کنید ... یک لحظه تصور کنید که من هم بخواهم در مورد شما قضاوت کنم ؛ وای به روز شما ... انسانیت هم خوب چیزی است به خدا ، البته اگر قبولش داشته باشید ... شماها نه مسلمانید ، نه کافر ؛ شاید حتی انسان هم نباشید ... می گویند سیاست کثیف است، ولی شما حتی از سیاست هم کثیف تر هستید ... شما را فقط به خدایم واگذار می کنم ... من آن انسان بدی نبودم و نیستم که شما فکرش را می کنید ... هستند کسانی که واقعیت را در مورد من می دانند و دوستم دارند ؛ تا زمانی که همین عده ی معدود هستند ، شماها اصلاً مهم نیستید ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 تیر1388ساعت 3:9  توسط ایمان فرزین  | 

مجید سعیدی :: عکس: روشن نوروزی

خبرش تکان دهنده بود ، ظاهراً زالوی بازداشت های امنیتی در این چند روزه، از سر بقیه دست کشیده و به جان عکاسان مطبوعاتی افتاده است! مجید سعیدی ، دبیر سابق سرویس عکس خبرگزاری فارس ، و عکاس Getty Images در ایران ، دوست، همکار و البته استاد عکاسی من، شب گذشته از سوی ماموران امنیتی در منزلش بازداشت شد.

شایعه ی احتمال بازداشت ساتیار امامی، دبیر عکس روزنامه جام جم نیز در میان عکاسان خبری به گوش می رسد. فعلاً که مجید سعیدی بازداشت شده و سرنوشت نامعلومی دارد، امروز و فردا و فرداها نیز روزهای چندان امنی برای ما نیست ... ممکن است امروز ساتیار امامی، فردا حسن سربخشیان ، ... و فرداهای دیگر شاید حتی خود من هم طعم بازداشت را بچشیم ... ! « ترس » خیلی احساس بدی است ...

پی نوشت ۱: مجید سعیدی، عکاس خبری ایرانی بازداشت شد / BBC فارسی

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 تیر1388ساعت 11:39  توسط ایمان فرزین  | 

Iranian women raise their arms in protest as demonstrators burn rubbish in the streets in Tehran, Iran.

یک جا دیدم نوشته بود : Freedom is NOT Free  ؛ یعنی آزادی بی بها نیست ... آزادی را باد نمی آورد و باد هم نخواهد برد ... فعلاً که روز از نو ، روزی از نو !

پی نوشت ۱: گزارش Time از اعتراضات اخیر در تهران

+ نوشته شده در  شنبه 20 تیر1388ساعت 3:0  توسط ایمان فرزین  | 

نیمی از تیرماه نیز گذشت و ایران همچنان روزهای پرحاشیه ای را سپری می کند. اتفاقات عجیب و بحث برانگیز در این هفته کم نبوده اند و بد ندیدم چند خطی درباره شان بنویسم.

آلودگی هوا: یک اتفاق تکراری! البته این بار با دفعات گذشته کاملاً تفاوت دارد و انگار یک غضب الهی است که به جان آب و هوای کشور افتاده ... مملکت تعطیل است؛ ادارات ، سازمان ها، و از همه مهمتر بانک ها ! ... چندان عادی نیست قضیه !

پیامک: چندین و چند روز که به دلایل « نامعلوم » و البته شاید هم فنی (!) مردم از ارسال و دریافت SMS محروم بودند ... انگار وصل مجدد آن هم زیاد به ما نیامده بود و دوباره به دلایل مسماً فنی قطع شد. جالب تر همه اینکه : مدیرکل روابط عمومی مخابرات: از علت قطع SMS خبر ندارم !!!

طرح امنیت اجتماعی: این طرح هنوز هم پر حاشیه و پر دردسر و خبرساز است. محمود احمدی نژاد دیروز رسماً اعلام کرده : اجازه ادامه ی برخوردهای پلیسی در حوزه فرهنگی و اجتماعی را نخواهم داد ... و این یعنی اجازه ادامه طرح ارتقای امنیت اجتماعی با رویکرد اصلاح فرهنگ حجاب را نخواهم داد. جالب تر اینکه سردار احمدی مقدم، رئیس پلیس کشور نیز در اظهارنظری کاملاً متفاوت گفته : طرح امنیت اجتماعی مجدداً و با قوت بیشتری اجرا می شود !

عکس: ابراهیم نوروزی :: وبلاگ ایمان فرزین :: Iman Farzin weblog

فوتبال: باشگاه فرهنگی - ورزشی پرسپولیس اصلاً انگار صاحب ندارد! نه مدیرعامل، نه سرمربی، نه امور مالی و ... و البته نه بازیکن ! قضیه مطالبات مالی شاکیان همچنان به قوت خود باقی است ؛ و البته پول بی زبان ما هم که بعد از گذشت چندین ماه هنوز پرداخت نشده هم همچنان به قوت خود باقی است ! نمی دانم امسال هم مثل ۱۷-۱۸ سال گذشته زندگی ام باید طرفدار پرسپولیس باشم یا ... ؟!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 5:12  توسط ایمان فرزین  | 

صبح شده است ... دیشب را خوب نخوابیده ام ، تا صبح فکر و خیال می کردم ... روز سختی است امروز، از ظاهرش که اینطور به نظر می رسد ... احتمالاً امروز هم خبرهایی است، بازهم درگیری، بازهم اغتشاش، بازهم اراذل و اوباش ... نماز ظهر را که می خواندم می گفتم : « بسم الله الرحمن الرحیم » یعنی به نام خداوند بخشنده و مهربان؛ و از خدا می خواستم مرا در زندگی ام موفق کند ... از حدود ساعت 3 و 4 بعد از ظهر کم کم وسط شهر شلوغ می شود ... همه آماده ایم، به اتفاق بچه ها در موقعیت های تعیین شده مستقر می شویم ... این کثافت ها را نگاه کن؛ لعنت خدا بر شما که آرامش را از ما گرفته اید ... مردم شعار می دهند : « نثر من الله و فتح قریب ... » ؛ شما اراذل و اوباشی بیش نیستید، شماها را باید تکه و پاره کرد، حرام زاده ها ... پسر جوانی حدودا ً 25 ساله دارد شعار می دهد ... بد نبود، 2-3 تایی با باتون بهش زدم تا آدم شود، حیف در رفت وگرنه ... مردم جیغ می زنند و فرار می کنند، مثل اینکه گلوله ها و اشک آورهای بچه ها خوب این حرام زاده ها را ترسانده ... دختر جوانی افتاده روی زمین ، انگاری بدجوری ترسیده ، گریه می کند و التماسم می کند که نزنم ؛ نزنم هاااان ؟!! تو ج ن د ه خانم اینجا چه غلطی می کنی ؟! کثافت، حرام زاده، ... خوب بلایی سرش آوردم، فکر کنم بغیر از باتون چندتایی لگد مشتی هم بهش زدم تا دفعه ی دیگر از این غلطها نکند ؛ مادر قحبه ! ... اوضاع کمی ابری است، مثل اینکه کتک خوردن اون دختره بدجوری مردم را عصبی کرده، بهتر است چند دقیقه ای اینجاها آفتابی نشوم ... چقدر جنازه ، الحمد و لله ، امروز خوب پدری ازشان در آوردیم، از فردا دیگر کسی ت خ م ندارد این سمت ها بیاید ... وقتش رسیده سریعتر این جنازه ها را جمع کنیم ، سید می گفت نباید « تابلو » شود ... اوضاع کمی آرام تر شده و درگیری ها خوابیده است ... غروب شده ؛ نماز مغرب و عشاء را دسته جمعی می خوانیم و بعد از چند روز راهی خانه می شوم ... « دخترم » در را باز می کند و با عشق بغلم می کند ؛ بابا روزت مبارک ... برای دخترم متاسفم که فکر می کند پدرش بهترین آدم دنیا است ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 4:12  توسط ایمان فرزین  | 

شهرک امید :: عکس: ایمان فرزین :: Shahrake Omid , Photo by Iman Farzin 

هنوز هم « شهرک امید » را بهترین جای ایران می دانم؛ با وجود تمام کاستی هایش، با وجود تمام ظلم هایی که بهش شده ( از سوی شهرداری و بعضی از وزارت خانه های محترم ! ) ، و با وجود خیلی از آدم های پست و کم ارزشی که متاسفانه در آن زندگی می کنند ... شهرک امید هنوز از زیبایی، آرامش، آب و هوا ، وسعت و امنیت خود را به « طور کامل » از دست نداده است ...

+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 16:35  توسط ایمان فرزین  |