چهارمین جشنواره عکس خبری ایران « دوربین دات نت » هم برگزار شد و متاسفانه من بدلیل ماموریت های پی در پی و مشغله شدید کاری مربوط به فدراسیون فوتبال، نتوانستم در هیچکدام از کارگاه های آموزشی عکاسی و مراسم های این جشنواره شرکت کنم !

عکس بالا هم موجب این شد که بنده به مقام سوم بخش عکس خبری جشنواره دست پیدا کنم ؛ مراسم اختتامیه و اهدای جوایز در خانه هنر در فرهنگسرای ارسباران (جلفا) برگزار شد که بنده به دلیل جلسه ی فوری که با آقای نبی دبیرکل فدراسیون فوتبال و نماینده AFC داشتم؛ تنها در ۳۰ دقیقه ی آغازین آن حضور داشتم و سعادت رفتن روی سن و دریافت جایزه مقام سوم را از دست دادم !
... still in Laaleh Hotel , Tehran ! Thats not lovely to be out of home and university for about 2 weeks ! Everyday spending many hours in hotel, stadium, training , meetings and ofcourse the Airport ; realy not fair !
Since today, I decided to broadcast my blog in two languages (Farsi and English) ; maybe 3 languages in the future !
I was interpreter and leader of Iceland national football team, they defeated 1-0 by Iran yesterday at the Azadi Stadium and then left Iran ... Just 1 day passed , but i realy miss them , they were so lovely , kind , gentleman , and professional people ... I've never seen a crew like them before ... hope to see them again , maybe here and maybe in Iceland !

تصمیم گرفتم از این پس وبلاگم را به دو زبان فارسی و انگلیسی بنویسم ؛ شاید در آینده حتی به ۳ زبان زنده ی دنیا !
همچنان در هتل لاله تهران هستم؛ دو هفته ای می شود که از خانه و دانشگاه به دورم ؛ گذرندان چندین ساعت در هتل، ورزشگاه، تمرینات، جلسات، و البته فرودگاه چندان دوست داشتنی نیست، که البته به عادت روزمره ام تبدیل شده است!
مترجم و راهنمای کاروان تیم ملی فوتبال ایسلند بودم که مقابل ایران یک بر صفر شکست خوردند و رفتند ! فوق العاده میهمانان دوست داشتنی، مهربان، با اخلاق و البته حرفه ای بودند ؛ هیچ تیمی را تا به ال اینقدر دوست داشته ام ... کمتر از یک روز ار رفتنشان می گذرد، ولی به خدا دلم برایشان تنگ شده است ؛ امیدوارم به زودی ببینمشان، شاید همینجا و شاید در ایسلند !
به این نتیجه رسیده ام که تا زمانی که عده ای کوته فکر و ... مدیران و رئیس و روسای فوتبال کشور هستند هیچ امیدی به آینده ی روشن نمی توان داشت !

توضیح عکس: در حاشیه فستیوال نوجوانان فوتبال آسیا - ایمان فرزین - ۱۳۸۷
این هفته اتفاقات روند بهتری نسبت به گذشته پیدا کرده اند ، حداقل در ظاهر که اینطور به نظر می رسد! مهمترین آنها این است که عباس انصاری فرد و باند کثیفش گورشان را از پرسپولیس گم کردند و رفتند که اتفاق فوق العاده مبارکی است ؛ برای من و سعید یوسفی و حامد مومنی و میلیون ها هوادار! رفتن محمد علی آبادی از سئول و جایگزینی دکتر سعیدلو و بازگشت مجدد حبیب کاشانی را هم اتفاقاتی مثبت ارزیابی می کنم.
ایمان فرزین: دلم می خواهد عریان به خیابان بروم و فریاد بزنم هرآنچه دلم می خواهد ... افسوس که اگر چنین کاری بکنم ؛ چوب در ماتحتم خواهند کرد !
بامداد پنجشنبه ۹ مهر به همراه دوستان قدیمی و جدید تورهای عکاسی دوربین دات نت، بعد از حدود یک سال دوری از تور، به سفر یک روزه ی « قلعه رودخان » در استان گیلان رفتیم. فوق العاده زیبا و کم نظیر بود و بسیار خوش گذشت در جوار دوستان ... عکسهایش در فیس بوک هست و به زودی در دوربین دات نت و وبلاگ دوستان هم خواهد آمد.

جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۸ ؛ دربی استقلال و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی ؛ پس از مسابقه تقریباً از اعمال قوانین و مقررات رسانه ای در لیگ فوتبال ایران نا امید شدم ؛ ای کاش در ورزشگاه بودید و نظم کنار زمین را مشاهده می کردید ! سردار سیدمجتبی عبدالهی (فرمانده کل یگان های ویژه ناجا) و سردار رجب زاده (رئیس پلیس پایتخت) هم با لباس شخصی در ورزشگاه بودند.
یک تساوی دیگر ؛ حتی بیشتر از تساوی حقوق زن و مرد ! این دفعه بالاخره صدای همه درآمده بود ، شعارهای تماشاگران قرمز و آبی و دیگران ... در ضمن استقلال از ۱۴ آبان ۱۳۸۴ به بعد دیگر نتوانسته پرسپولیس را شکست دهد ... !
عکس بالا شادی گل عادل کلاه کج زننده گل تیم پرسپولیس است که میلاد پیامی گرفته ؛ من هم دقیقاً پشت سر وزلی برازیلیا ایستاده ام در سمت چپ تصویر !

۴۰ عکاس مطبوعاتی با عنوان “جمعی از عکاسان مطبوعات” نامه سرگشادهای را خطاب به هیئت مدیره انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران منتشر کردند و خواستار حمایت این انجمن از صنف عکاسان مطبوعات پس از وقایع اخیر شدند.
در این نامه که عکاسان برجستهای چون آلفرد یعقوبزاده، حسن سربخشیان، علی خلیق، نیوشا توکلیان، جواد منتظری و … آن را امضا کردهاند از انجمن درخواست شده تا بعنوان یک نهاد صنفی حامی عکاسی مطبوعاتی حرکتی قاطع شامل حمایت از صنف عکاسان مطبوعات، بازپس گیری خسارات و پیگیری دلایل بازداشت عکاسان صورت دهد.
این نامه در وبلاگی منتشر شده (http://akkasan.wordpress.com) و جمع آوری امضا از جانب عکاسان مطبوعات برای این نامه همچنان ادامه دارد.
متن نامه به این شرح است :
————————————–
اعضای هیئت مدیره انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران
در طول یک ماه گذشته و از زمان آغاز فعالیت عکاسان مطبوعات ایران پیرامون دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، جمع کثیری از عکاسان مطبوعات مورد ضرب و شتم، بازداشت، تهدید، از بین رفتن تجهیزات عکاسی، توقیف عکسها، ممانعت از عکاسی و تولید خبر و … شده اند.
سکوت انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران بعنوان تنها نهاد صنفی متولی عکاسان مطبوعات ایران که موظف به حمایت قاطع از تمام عکاسان عضو و غیر عضو است، مسئلهای تعجب برانگیز است.
ما عکاسان مطبوعاتی امضا کننده این نامه تقاضا داریم انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران بعنوان یک نهاد صنفی حامی عکاسی مطبوعاتی و بر اساس میثاق نامه این انجمن که بندهای یک، چهار و چهارده آن به شکلی آشکار نقض شده است، حرکتی قاطع شامل حمایت از صنف عکاسان مطبوعات، بازپس گیری خسارات و پیگیری دلایل بازداشت عکاسان صورت پذیرد.
سکوت بر اساس مصلحت شاید منجر به بقای این انجمن شود، اما قطعا نتیجهای جز از دست دادن بخشی از پشتوانه جامعه عکاسی نخواهد داشت.
————————————–
۱- آلفرد یعقوب زاده ۲-حسن سربخشیان ۳-علی خلیق ۴-نیوشا توکلیان ۵-جواد منتظری ۶-کیان امانی ۷-آرش عاشوری نیا ۸-حسین سلمانزاده ۹-بابک برزویه ۱۰-عبدالحسین رضوانی ۱۱-بابک بردبار ۱۲-آکو سالمی ۱۳-بهنام صحوی ۱۴-حمید جانی پور ۱۵-محمد قدمعلی ۱۶-حسام بختیاری ۱۷-علی حامد حق دوست ۱۸-آذین انور حقیقی ۱۹-خلیل غلامی ۲۰-ندا آستانی ۲۱-محمد تاجیک ۲۲-علی محمدی ۲۳-امید وهاب زاده ۲۴-حنیف شعاعی ۲۵-روشن نوروزی ۲۶-مهران افشار نادری ۲۷-نیما افشار نادری ۲۸-سعید عامری ۲۹-محمد نمازی ۳۰-محبوبه بوجار ۳۱-ابوطالب ندری ۳۲-سودابه کریمی ۳۳-مهدی بلوریان ۳۴-روجا مهدوی ۳۵-مسعود حاج جعفری ۳۶-میثم میر زنده دل ۳۷-پیام اکبری ۳۸-محمد شاه حسینی ۳۹-حسن آقامحمدی ۴۰-ایمان فرزین ۴۱-جاوید تفضلی ۴۲-مهدی مصلحی ۴۳-ابراهیم حیدری ۴۴-علی چاشنی گیر ۴۵-محمد خیرخواه

خبرش تکان دهنده بود ، ظاهراً زالوی بازداشت های امنیتی در این چند روزه، از سر بقیه دست کشیده و به جان عکاسان مطبوعاتی افتاده است! مجید سعیدی ، دبیر سابق سرویس عکس خبرگزاری فارس ، و عکاس Getty Images در ایران ، دوست، همکار و البته استاد عکاسی من، شب گذشته از سوی ماموران امنیتی در منزلش بازداشت شد.
شایعه ی احتمال بازداشت ساتیار امامی، دبیر عکس روزنامه جام جم نیز در میان عکاسان خبری به گوش می رسد. فعلاً که مجید سعیدی بازداشت شده و سرنوشت نامعلومی دارد، امروز و فردا و فرداها نیز روزهای چندان امنی برای ما نیست ... ممکن است امروز ساتیار امامی، فردا حسن سربخشیان ، ... و فرداهای دیگر شاید حتی خود من هم طعم بازداشت را بچشیم ... ! « ترس » خیلی احساس بدی است ...
پی نوشت ۱: مجید سعیدی، عکاس خبری ایرانی بازداشت شد / BBC فارسی
هنوز هم « شهرک امید » را بهترین جای ایران می دانم؛ با وجود تمام کاستی هایش، با وجود تمام ظلم هایی که بهش شده ( از سوی شهرداری و بعضی از وزارت خانه های محترم ! ) ، و با وجود خیلی از آدم های پست و کم ارزشی که متاسفانه در آن زندگی می کنند ... شهرک امید هنوز از زیبایی، آرامش، آب و هوا ، وسعت و امنیت خود را به « طور کامل » از دست نداده است ...

من عاشقم ؛ از دیدنش لذت می برم ، با وجود همه ی زشتی هایش ، کاستی هایش ، ولی دوستش دارم و عاشقانه می پرستمش ... دیوانه است و افکارش بعضاً عجیب تر از دیوانه ها ! چه کسی بهتر از او برای دوست داشتن ؟! چه کسی قابل اعتمادتر و دوست داشتنی تر از او برای من هست ؟! ... بازهم می گویم شیفته اش هستم و می پرستمش ... ایمان فرزین را می گویم ؛ من عاشق خودم هستم

امروز (یکشنبه) امتحان مقررات پرواز داشتم، بدک نبود و اگر خدا بخواهد قبول می شوم! بعد از امتحان زیاد حال خوشی نداشتم ، از پله های هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ بازنشست شده که کنار ساختمان دانشگاه است بالا رفتم و روی یکی از صندلی های خاک گرفته نشستم و شروع کردن به فکر کردن ... داشتم دنبال دلیل وجود چیزی به نام « بدی » در دنیا می گشتم و البته به نتیجه خاصی نرسیدم ... بعد از نیم ساعتی یک نفر آمد داخل هواپیمای خالی و گفت دانشگاه تعطیل است همه دارند می روند ... خلاصه آخرش به این نتیجه رسیدم که من یک دیوانه ام ، یک دیوانه ی مریض که نمی تواند نوع مریضی اش را بیان کند ، البته شاید هم مریضی که فقط از دیدگاه خیلی مردم عادی که عیب به حساب بیاید !
پی نوشت: بچه ها رسماً از باشگاه پرسپولیس شکایت کرده اند ؛ سردار محمدی - رئیس سازمان لیگ - هم گفته تا زمانی هم که باشگاه طلب شاکیان را پرداخت نکند، اجازه بازی در فصل جدید لیگ برتر به پرسپولیس داده نخواهد شد!

پرسپولیس با یکصدهزار نفر هوادار میزبان بنیادکار ازبکستان بود که اگر هر یک هوادار فقط یک آرزو داشته باشد، یکصدهزار آروز پرپر شد. مهم نیست ! تیمی که بازیکنانش تو روی سرمربی به او فحش بدهند، تیمی که هر روز سر تمریناتش درگیری و دعوا باشد، تیمی که پول اقامت میهمانانش در « هتل » را نداشته باشد بدهد، باید هم ببازد! همین الآن بدلیل بدهی ۷ میلیون تومانی باشگاه پرسپولیس به هتل لاله، کارت شناسایی بنده و خیلی از دوستان در هتل گرو مانده است!
دیروز پس از باخت، حامد مومنی ( مترجم وینگادا )، بعض کرده بود ... شب از هتل تماس گرفتم با او البته به دلیل مسابقه حساس منچستر و بارسا، ادامه صحبتهایمان به بعد موکول شد ... خیلی اتفاقات در این چند ماه افتاد که از زبان حامد خواهم شنید و خواهم نوشت ... باید این فوتبال کثیف را « قهوه ای » کرد!
دیروز البته روز پیروزی من بود ! دیروز برای اولین بار، خودم به تنهایی مسئولیت نظارت و نمایندگی پخش تلویزیونی مسابقه برای WSG را بر عهده داشتم. همه ی همکارانم در عربستان حضور داشتند، و مسئولیت مسابقه تهران به من سپرده شده بود ، که به یاری خدا بودن نقص و بطور کامل از عده ی انجام آن برآمدم و اوین پیروزی کاری ام در World Sport Group ( مسئول بازاریابی، تبلیغات و پخش تلویزیونی مسابقات کنفدراسیون فوتبال آسیا ) را بدست آوردم.
دوست خیلی عزیز و دوست داشتنی دارم به نام علی کاظمی مجرد . این عکاس تنبل و حاشیه ای، دیروز در ورزشگاه آزادی و به دلیل همین حاشیه ای بودنش، توسط عوامل یگان ویژه نیروی انتظامی بازداشت شد. کاملاً در جریان قضیه هستم، هم صحبتهای علی را شنیدم، و هم بعد از مسابقه با سرهنگ سامانی، فرمانده حفاظت اطلاعات یگان ویژه ناجا صحبت کردم. کار علی کاظمی کار چندان درستی نبود، در حقیقت اشتباه بود. در فاصله فقط چند روز تا انتخابات، استفاده از چنین تصاویری مثل ضرب و شتم تماشاگرنماها توسط پلیس، کار چندان عقلانی نیست. البته برخورد بعضی از عوامل یگان با علی هم به هیچ عنوان قابل قبول نبوده و در شان یک نیروی مسلح نیست. دلیلش شاید « حاضر جوابی » علی در مقابل نیروهای یگان بوده است. سرهنگ سامانی، از فرماندهان زحمتکش یگان ویژه ی پاسداران ناجا است و البته از دوستان بسیار خوب و بزرگوار من؛ شاید ایشان هم در شرایط خوبی نبوده و درگیری ها و آشوب های پایان مسابقه مسابقه توسط اراذل و اوباش و تماشاگرنما ها می تواند مهم ترین عاملش باشد ... هفته ی آینده حتماً سعی خواهم کرد جلسه ای برای آشتی کنان علی کاظمی مجرد و سرهنگ سامانی برگزار کنم ... علی هم باید بپذیرد که خیلی جاها آدم باید کوتاه بیاید، و بعضی وقتها سکوت کند ... به خیر تمام خواهد شد همه چیز !

پیدا کن مرا، شاید آشنا باشم با تو ... پیدا کن مرا ... آشنا کن مرا ، با قلب مهربونت ، بیدار کن مرا ...
بیدا کن مرا ، تو این شب رویایی ، بیدار کن مرا ...
تو این شب رویایی، برای با تو بودن ، بیا با من یکی شو، اولین و آخرینم ...
می خوام از تو بخونم ، می خوام با تو بمونم ... بیا قلبم رو احساس کن ...
کمی از نوشتن درباره سیاست و فوتبال کثیف و این جور چیزها خسته شده ام ... کمی احساس می کنم دلم برای عکاسی تنگ شده ... دلم برای آرامشی که با عکاسی کردن به من دست می دهد ... دلم برای تورهای دوربین دات نت تنگ شده، برای احسان رافتی که چندین ماه می شود نتوانسته ام ببینمش ... دلم برای تمرکز روی موج های آرام دریای خزر، سنگهای غول پیکر لب ساحل، غروب غم انگیز و آرامش بخش، معنای واقعی سیگار ... چیزهای خیلی زیادی هستند که ارزشمندتر از پول هستند ... عکس بالا مربوط به سفر گچسر (دشت لاله ها) اردیبهشت سال گذشته ... شعر بالا هم قسمتی از موسیقی جدید بابک رهنما ...
از تابستان امسال زمانی که « وینگادا » سرمربی تیم ملی اردن بود، او را می شناسم. اتاقش فقط چند اتاق آن طرف تر اتاق ما در طبقه چهارم هتل لاله بود. مردی شوخ طبع، با روابط عمومی بالا که خیلی سریع با آدم خودمانی می شود و البته بعضی اوقات هم بسیار جدی ! یادم می آید بعضی اوقات مشتهای محکمی هم از روی شوخی به بازوی آدم میزد که البته خیلی هم درد داشت ! و از همه مهمتر شب زنده دار ! شبها تا نزدیکی صبح در راهرو طبقه چهارم هتل بیدار بود و کامپیوتر شخصی اش از اینترنت Wireless هتل اسفاده می کرد. « وینگادا » سرمربی پرسپولیس شد.

پی نوشت ۱: اولین جلسه سایت « زوم نیوز » در خانه هنرمندان برگزار شد.
پی نوشت ۲: وبلاگ { محمدرضا شاهرخی نژاد } از روی سایت عکاسی حذف شد!
۱- ای کاش خداوند آنقدر شهامت نصیب « بعضی » از انسانها می کرد، که حداقل قبول می کردند حتی یک نخ سیگار از جیب مبارک خودشان ندارند بخرند ! حتی یک سیم کارت و یک گوشی تخیلی ؛ قبض موبایل ؛ کرایه ماشین ؛ خرج عیاشی و ولگردی ... هیچ چیز از خودشان ندارند و بس ؛ حتی یک هزار تومانی ! ولی در عوض تا دلتان بخواهد ادعا دارند !

۲- استقلال این روزها بدجوری قوی شده ! به هیچ تیمی کمتر از چهار پنج تا گل نمی زند؛ امیر قلعه نوعی خوب تیمش را جمع کرده و البته مبارکشان باشد! روی کاغذ استقلال پیروز دربی است ؛ روی کاغذ استقلال قهرمان است و روی کاغذ ... ولی یک لباس دارم که رویش نوشته : Impossible is Nothing .
پی نوشت : من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند . ( دکتر علی شریعتی )

A CocaCola can , A pocket of Marlboro , and an Ashtray ! (PHOTO: Iman Farzin)
مرداد ماه سال گذشته بود، پس از پایان جام ملتهای آسیا به ایران بازگشتیم. به همین زودی یک سال گذشت! حدود ۲۰ تا عکس که بعضی هاش رو تا حالا منشتر نکرده بودم، در ادامه مطلب می توانید ببینید. در ضمن ۲-۳ تا از عکسهای مربوط به معبد رو دوست عزیزم مازیار نیک خلق گرفته که البته کپی رایت وبلاگ بنده پایینش خورده! همینطور عکس افشین قطبی مربوط به استاد نیکپور. با تشکر از جاوید و مازیاز عزیز، همینطور حامد و نوید.
عکسها و اتفاقات یک ماه گذشته رو در قالب یک پست نمایش میدم! از قهرمانی پرسپولیس، فستیوال زیر ۱۴ سال آسیا، طبیعت، ترفیع درجه ی سردار بابایی (سرهنگ بابایی سابق!)، تقدیر از ملی پوشان فوتسال و در نهایت تیم ملی امارات !
درگیری لفظی و فیزیکی با ویرا سرمربی برزیلی تیم سپاهان ، دریافت تقدیرنامه و Certification رسمی از محمد بن همام رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا AFC بابت فستیوال، استخدام در روابط عمومی (و البته الآن در روابط بین الملل) فدراسیون فوتبال، یک هفته همراهی آقای منعم ناظر و نماینده ی اردنی فیفا ( FIFA Match Commisioner) به عنوان مترجم، و البته عکاسی از وسط به عنوان Official در مسابقه ایران و امارات در تهران به لطف قلیون هایی که به ناظر فیفا دادیم کشید !

قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر فصل ۸۷ - ۱۳۸۶ ایران
ادامه عکسهای ماه گذشته در ادامه مطلب ...


مجموعاً ۳ تا عکس فرستادم برای کمیته برگزاری کننده . از استاد جاوید نیکپور صمیمانه سپاسگذارم. به قول یک نفر عکاس بدون دوربین مثل .... بدون .... می مونه !

پنالتی خطیبی که باعث حذف تیم ملی ایران از مسابقات شد
چند خط دیگه درباره جایزه ای اف سی در ادامه مطلب >>

البته عکس مال ۲ سال پیش بوده .... گذشت!
از بی دوربینیه دیگه !
وقتی عکس جدید نداشته باشی، مجبوری از عکسهای قدیمیت استفاده کنی!
توضیح عکس: برجهای دوقلوی شهر کوالالامپور - پایتخت کشور مالزی معروف به Petronas (پتروناس)

KLCC TwinTower (Petronas) in Kuala Lumpur, Malaysia. Photo: Iman Farzin

