فقط پایمان به کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال باز نشده بود که بالاخره شد! ظهر دیروز به همراه امیر صدیقی و حامد مومنی به کمیته انضباطی - کبقه پنجم - احضار شدیم ... چند روز بیشتر باقی نمانده است ؛ فقط چند روز ... اینبار نوبت ماست که بتازیم !
چند مطلب مهم و غیرمهم ؛ یکی اینکه به عقیده ی بنده عده ی کثیری از همشهریان و هموطنان عزیزمان، فاقد فرهنگ و شعور لازم در زمینه مدنیت و رفتار اجتماعی می باشند ! عذرخواهی می کنم البته ... !
دوم اینکه؛ شهادت جمعی از سرداران سپاه پاسداران و عده ای از مردم را در حادثه روز گذشته به اعضای خانواده و بازماندگان آنان تسلیت عرض می کنم.
سوم اینکه؛ حیف بیت المال و سرمایه ملی که از آن به بعضی ها حقوق و مزایا می دهند ، حیف ...
در طول این مدت (دوسال گذشته) چیزهایی دیدم و شنیدم که باورش برایم کمی مشکل به نظر میرسد ؛ من تازه دارم به یک اپسیلون از کثیف بودن دنیا پی می برم ! دلم می خواست اسلحه ای داشتم و دنیا را از لوث وجود بعضی از « اشرار » پاک می نمودم ... افسوس که ندارم ! من کافه ی زندگی را به هم خواهم ریخت ... !
از اتاق رسانه ای استادیوم آزادی می نویسم و همین الآن هم استقلال ۲ بر صفر از استقلال اهواز پیش افتاده است ! زیاد توجهی به بازی ندارم، اینجا جای خوبی است در ورزشگاه !
دیروز بعد از مدتها متوجه شدم که نسخه ی امیر کریم پور - دبیر کمیته بین الملل فدراسیون فوتبال - را در مکه مکرمه پیچیدند ! در نزدیکی خانه ی خدا ! وای بر ما به سفر حج خانه خدا می رویم و نسخه رفتن دیگران را می نویسیم ... حیف !
البته به کوری چشم بعضی ها (!) کریم پور الآن در کنفدراسیون فوتبال آسیا AFC در مالزی مشغول به کار شده است !
... اینجا ورزشگاه آزادی ، استقلال همچنان با دو گل جلو است !
این هفته اتفاقات روند بهتری نسبت به گذشته پیدا کرده اند ، حداقل در ظاهر که اینطور به نظر می رسد! مهمترین آنها این است که عباس انصاری فرد و باند کثیفش گورشان را از پرسپولیس گم کردند و رفتند که اتفاق فوق العاده مبارکی است ؛ برای من و سعید یوسفی و حامد مومنی و میلیون ها هوادار! رفتن محمد علی آبادی از سئول و جایگزینی دکتر سعیدلو و بازگشت مجدد حبیب کاشانی را هم اتفاقاتی مثبت ارزیابی می کنم.
ایمان فرزین: دلم می خواهد عریان به خیابان بروم و فریاد بزنم هرآنچه دلم می خواهد ... افسوس که اگر چنین کاری بکنم ؛ چوب در ماتحتم خواهند کرد !
بامداد پنجشنبه ۹ مهر به همراه دوستان قدیمی و جدید تورهای عکاسی دوربین دات نت، بعد از حدود یک سال دوری از تور، به سفر یک روزه ی « قلعه رودخان » در استان گیلان رفتیم. فوق العاده زیبا و کم نظیر بود و بسیار خوش گذشت در جوار دوستان ... عکسهایش در فیس بوک هست و به زودی در دوربین دات نت و وبلاگ دوستان هم خواهد آمد.

جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۸ ؛ دربی استقلال و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی ؛ پس از مسابقه تقریباً از اعمال قوانین و مقررات رسانه ای در لیگ فوتبال ایران نا امید شدم ؛ ای کاش در ورزشگاه بودید و نظم کنار زمین را مشاهده می کردید ! سردار سیدمجتبی عبدالهی (فرمانده کل یگان های ویژه ناجا) و سردار رجب زاده (رئیس پلیس پایتخت) هم با لباس شخصی در ورزشگاه بودند.
یک تساوی دیگر ؛ حتی بیشتر از تساوی حقوق زن و مرد ! این دفعه بالاخره صدای همه درآمده بود ، شعارهای تماشاگران قرمز و آبی و دیگران ... در ضمن استقلال از ۱۴ آبان ۱۳۸۴ به بعد دیگر نتوانسته پرسپولیس را شکست دهد ... !
عکس بالا شادی گل عادل کلاه کج زننده گل تیم پرسپولیس است که میلاد پیامی گرفته ؛ من هم دقیقاً پشت سر وزلی برازیلیا ایستاده ام در سمت چپ تصویر !
۱- دسته ی اول کسانی که مال مردم را می خورند ؛ که خدا از تقصیراتشان نگذرد انشاءالله !
۲- دسته ی دوم کسانی که مال مردم را می خورند (در این مورد اوضاع اسف بار تر است !!! )
۳- دسته ی سوم کسانی که از مال مردم بالا می روند ؛ که بازهم خدا نگذرد ازشان به حق امام حسین ! اینجور مواقع دیوار بلند و حصارکشی روی آن می تواند پیشگیری کند!
۴- و دسته ی چهارم بازهم از مال مردم بالا می روند ؛ ولی این بار از روی ناچاری و برای یک لقمه نان حلال ! مثل خود ما که برای کارهای اداری مجبوریم از مال رئیس و معاون بالا برویم !
اینجا همه چیز سر مال مردم است ؛ این مال مردم است که دردسر ساز شده است ... اینجا اوضاع خیلی خراب تر از آن است که به نظر می رسد ... ای کاش ایرج میرزا زنده بود و چند بیتی در وصف حال روزگار امروز می سرود ... ای کاش خیلی چیزها خوب بودند !