روزگار خیلی بدی است ، احساس نفرت، ترس، بی روحیه بودن و بی حس و حالی ... اوضاع خیلی فرق کرده حتی با ۳ ماه پیش ... انگار همه چیز دارند به اعماق دره سقوط می کند ... وبلاگ ما هم که یک زمانی بروبیایی داشت امروزه به صفحات متروکه اینترنت تبدیل شده است ! مطمئن نیستم ولی شاید همه چیز مثل روز اول شوم؛ حتی شاید بهتر از اول.
ایمان فرزین: روزنامه اعتماد در شماره ۲۰۴۴ خود چاپ شده در تاریخ شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۸ ، به گزارش از مرگ برندها در ایران پرداخته که فوق العاده گزارش تاسف بار و موشکافانه ای بوده است.
گزارشي از احتضار پنج برند بزرگ ايراني
مرگ برندها در ایران

علیرضا بهداد
«برندکشي» در ايران جان گرفت. برندهاي ايراني در حالي که مي توانستند هر کدام سفير ايرانيان در اقصي نقاط دنيا باشند، به نوبت در صف «مرگ» قرار گرفته اند تا ديگر به جز نام و نشان و خاطره يي در آلبوم صنعت کشور و حتي دنيا چيز ديگري به يادگار نگذارند. ده ها نام به جا مانده از انقلاب صنعتي ايران همچون «ارج»، «آزمايش»، «نساجي مازندران»، «پارس الکتريک»، «هپکو»، «کفش ملي» و... هر کدام حکايت از مرداني دارد که آجر به آجر ساختمان هاي جاده مخصوص کرج را روي هم گذاشتند و بزرگ ترين اتوبان صنعتي کشور را ساختند. اينک اين اتوبان به جاي آنکه به ميراث فرهنگي صنعت کشور تبديل شود، يک به يک توسط سازمان هاي مختلف خريداري مي شود تا شايد به صورت پارکينگي براي خودروسازان درآيد يا اينکه با تغيير کاربري به مجتمع هاي مسکوني تبديل شود. سيد جعفر اميني، مديرعامل سابق پارس الکتريک، دليل مرگ برندها در ايران را فقدان سازمان ميراث فرهنگي صنعت کشور مي داند و مي گويد اگر مي دانستيم برندها چه هويتي براي ما رقم مي زنند، چنين ساده نظاره گر مرگ آنها نبوديم. تابوت برندهاي ايراني در حالي يک به يک از جلوي چشم دولتمردان به گورستان برده مي شود که کشورهاي ديگر برندسازي را در دستور کار خود قرار داده اند. در اين گزارش چند برند بزرگ را برگزيده ايم تا با بازخواني تاريخ آنها شايد بتوانيم تلنگري ايجاد کنيم و برندهايي را که هنوز نمرده اند از مرگ نجات دهيم ... >>> ادامه مطلب

هوای تهران چندی است دم از آلودگی می زند. سهراب سپهری گفته : « جای مردان سیاست بنشانید درخت ... تا هوا تازه شود ! »
دیشب رفته بودم کف آب و داشتم فکر می کردم ، و بعد از کلی تفکر به این نتیجه رسیدم که سیاست مثل آب استخر در ماه مبارک رمضان می ماند! باورتان نمی شود اگر بگویم زیر آب را نمی شد دید آنقدر کثیف بود ... مثل اینکه در این ماه پر برکت، ملت روزه دار ما وقت استحمام ندارند و فضایل و برکات خدادای را در آب استخر رها می کنند !
یادم نیست کجا خوانده امیا شنیده ام؛ اما هر ملتی، لیاقت هرآنچه به سرش می آید را دارد ... !
اقدامات و اعمال خلاف قانون که توسط ماموران نیروی انتظامی در حوادث پس از اعلام نتایج انتخابات رخ داد، احمدیمقدم فرمانده این نیرو را در مخمصه بزرگی گرفتار کرد و او برای رهایی از این مخمصه نزد افکار عمومی ناچار به اظهارنظر و موضعگیریهایی شده است که نگاهی اجمالی به این اقدامات خلاف قانون و نوع برخورد فرمانده نیروی انتظامی با آنها میتواند عمق گرفتاری در حوزه مدیریت امور انتظامی را نشان دهد.وقتی تصاویر و فیلمهای مربوط به ضرب و شتم مردم بیگناه و ایراد خسارت عمدی به اموال و خودروهای مردم توسط تعدادی از ماموران انتظامی منتشر شد و پس از اثبات صحت این رفتارهای خلاف قانون از سوی ماموران تحت امر ایشان، وی با بیان اینکه نیروی انتظامی آمادگی دارد خسارات وارده را جبران نماید سعی کرد از مسئولیت این رفتارهای نادرست شانه خالی کند.
بعد از انتشار اخبار مربوط به بازداشتگاه کهریزک که زیر نظر مستقیم سرتیپ رادان قائم مقام احمدیمقدم اداره میشد و صدور دستور مقام معظم رهبری در خصوص تعطیلی آن بازداشتگاه و اطلاع گسترده مردم از جنایات و فجایعی که در بازداشتگاه یاد شده و نیر در برخورد غیرقانونی و غیرانسانی با تعدادی از بازداشتشدگان اتفاق افتاده بود، ابتدا ایشان تعدادی از ماموران شاغل در بازداشتگاه کهریزک را متخلف اعلام کرد و با افزایش اعتراضات عمومی و حساس شدن نمایندگان مجلس و نخبگان کشور به معق این فجایع، با اشاره به طبیعی بودن بخشی از این حوادث در بازداشتگاهها و اعلام برکناری و تنبیه چند مامور رده پائین، وعده رسیدگی به تخلفات آنان را داد و در نهایت با قبول بخشی از مسئولیت این فجایع (آنهم به صورت کلی) سعی کردهاند از کنار مسئلهای به این اهمیت به سادگی عبور نماید.
امروز جامعه ایران، بهتزده از فجایع و جنایاتی که در مجموعه تحت مسئولیت سرتیپ احمدیمقدم رخ داده است به هیچوجه از اینگونه توضیحات و شانه خالیکردن از مسئولیتها قانع نمیشود و لازم است برای دلجویی از قربانیان این فجایع و خانوادههای آنان و برای اینکه بر این جراحت بزرگی که بر روح جامعه وارد آمده مرهمی نهاده شود و استمرار این اقدامات خلاف قانون در دستگاههای امنیتی و انتظامی متوقف گردد، اقداماتی جدی و سریع به شرح زیر در دستور کار قرار گیرد:
1- با توجه به مسئولیت مستقیم مدیران در خصوص رفتارهای خلاف قانون مجموعههای تحت امر خویش، به ویژه در واحدهای انتظامی و امنیتی و مسئولیت مستقیم سرتیپ احمدیمقدم نسبت به برکناری ایشان اقدام گردد؛ البته مناسبتر این بود که وی شجاعانه مسئولیت تمام حوادث اتفاق افتاده را میپذیرفت و همانند آقای دری نجفآبادی در جریان قتلهای زنجیرهای از مسئولیت خویش کنارهگیری میکرد.
2- مامورانی که در وقوع این فجایع و آزار و اذیت بازداشتشدگان به صورت مباشر نقش داشتهاند و آندسته از فرماندهانی که با قصور در انجام وظایف قانونی خود و عدم نظارت بر مجموعههای تحت فرماندهی خود زمینهساز این تخلفات بودهاند و نیز آمرین انجام این تخلفات به مردم معرفی و نسبت به محاکمه و مجازات آنها اقدام گردد.
3- از سوی کمیته منتخب مجلس، بدون هرگونه ملاحظه سیاسی و جناحی، گزارش دقیق آنچه در بازداشتگاهها اتفاق افتاده است به مردم ارائه شود.
باشد که انجام این اقدامات التیام بخش روح آزرده جامعه و زمینهساز بازگشت اعتماد عمومی باشد.
رئیس کمیته سیاسی فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی