چیز جدیدی برای نوشتن نیست ... فوتبال و AFC و لیگ قهرمانان و WSG و قم و تهران و از این جور چیزها ... !
.:: ۱ : یک نفر هست به نام « جناب سرهنگ بیگلری » ، فرمانده یگان ویژه انتظامی شهر قم . به جرات می توانم بگویم تابحال سرهنگ به این خوش اخلاقی ، با شخصیتی ، مهربانی و خوشرویی ندیده بودم. امیدراوم موفق و پایدار باشد.
.:: ۲ : محمد تاجیک ، چند نمونه از عکسهای مدلینگ فوق العاده اش را برای اولین بار به نمایش گذاشته ، مطمئنم از دیدنش لذت خواهید برد.
.:: ۳ : یکی از مسئولین WSG می گفت : از نظر شما ایرانی ها ، همه چیز « OK » است ؛ همه ی کارها را قول می دهید به خوبی انجام شود ، ولی موقع عمل که می رسد ... !
بدون شک مهمترین اتفاق سال ۸۷ برای من ، قهرمانی پرسپولیس در اردیبهشت ماه و البته پیدا کردن یک دوست صمیمی و قدیمی بعد از ۱۰ سال بود ! بردیا مولوی ، دوست دوران کودکی و نوجوانی که فکر کنم از سال ۷۱ با هم همکلاس ، همسایه و همبازی بودیم ... بعد از گذشت حدود ۱۰ سال، دوباره بردیا را پیدا کردم ، و البته جناب آقای مولوی پدر گرامی ایشان ، به سمت مشاور ارشد مدیرعامل باشگاه پرسپولیس منصوب شده اند و ما افتخار همکاری با ایشان را در این باشگاه داریم.

به همراه ناظر عربستانی AFC ، ناظر داوری تایلندی ، داوران ازبکستانی مسابقه ، سعید یوسفی و احمد افضلی ( دیگر مترجمین باشگاه ) و ایمان غلامی (دوست خوبمان در حفاظت فیزیکی حراست سازمان تربیت بدنی) چند روزی را در هتل لاله مستقر بودیم . میهمانان کنفدراسیون آسیا فوق العاده بی دردسر و بی آزار بودند ، البته با ناظر عربستانی هرشب برای کشیدن « شیشه » - عربها به قلیان می گویند - بیرون می رفتیم !

تقریباً یک هفته ای نبودم ، چهار روز در اختیار باشگاه پرسپولیس ، و یک روز هم به همراه نماینده WSG ( شرکت انحصاری تبلیغات و بازاریابی AFC ) برای بازدید و ارزیابی امکانات به ورزشگاه یادگار امام و سپس به صداوسیمای مرکز قم رفتیم ... حالا هم که بازگشتیم تا بدهکاریهایمان را صاف کنیم ... !
از فردا صبح ( چهارشنبه ) ؛ کلاسهای دانشگاه تعطیل ، به عبارتی پیچ ! چهارشنبه به عنوان مترجم به همراه دو نماینده ی FIFA باید برای بازدید از ورزشگاه مختلف شهر تهران به گردش برویم ! از شنبه هم که کارهای ستاد بازیهای لیگ قهرمانان آسیا در باشگاه پرسپولیس عملاً آغاز خواهد شد و از یکشنبه هم که تیم الشارجه امارات به همراه ناظران AFC ، داوران و ناظر داوری وارد کشور می شوند و تا چهارشنبه شب در تهران خواهند بود. یک هفته ای در خدمت نیستیم ... !

پی نوشت ۱: به لطف حامد مومنی و آقای مهندس مولوی (قائم مقام باشگاه پرسپولیس) رسماً به ستاد بازیهایی لیگ قهرمانان باشگاههای آسیا در این باشگاه پیوستم. سایت جدید باشگاه را هم ببینید، دوستان زحمات فراوانی متقبل شده اند انصافاً ، بخصوص بخش انگلیسی زبان سایت باشگاه، چیزی است که برای اولین بار در کشور اتفاق افتاده است.
پی نوشت ۲: مسئول رسانه ای کمیته المپیک : به جای برخورد با ناکامان ورزش ، فقط آنها را جابجا می کنیم
پی نوشت ۳: سردار احمدی مقدم: اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی در سال آینده Update می شود
توضیح عکس: هیچ ربطی به مطلب ندارد ؛ علی کاظمی مجرد در حال استعمال قلیان ؛ ماسوله !
آلکساندرا بولات ، در سال ۱۹۶۲ در پاریس متولد شد. از آنجایی که پدرش « پیه ر بولات » ( Pierre Boulat ) – عکاس مجله ی Life بود، او نیز عکاسی مطبوعاتی را آغاز کرد و وارد آژانس عکس کیهان ( Cosmos ) شد. او سلسله مراتب تحصیلی خود را با گذراندن دوره های گرافیک ، هنر و تاریخ هنر تکمیل کرد و در نهایت نیز به یک نقاش و نگارگر تبدیل شد. ولی از آنجایی که جنگ در اروپا رایج شد، او در سال ۱۹۹۱ به آژانس عکس SIPA Press پیوست و نام خود را به عنوان یکی از معدود زنان عکاس جنگ ثبت کرد.

« تلاشم بر این بود که با جمع آوری و ترجمه ی مطالبی در مورد این عکاس مرحوم، خدمتی هرچند کوچک به جامعه عکاسان مطبوعاتی کشور انجام داده باشم. همچنین این نوشته را به همراه عکسهایی از مجموعه عکسهای مرحوم بولات ، می توانید در سایت زوم نیوز مشاهده نمائید. »
الکساندرا عزم خود را بیش از پیش جزم کرد تا در بالاترین سطح عکاسی با دیگران رقابت کند ، و نیز در پی درک نیاز و خواسته های واقعی سردبیران و ناشران رسانه ها ، طولی نکشید که عکسهایی را در مجله های Paris Match ، Newsweek و همچنین مجله معتبر Time منتشر کرد.
در سپتامبر سال 2001 ، الکساندرا بولات به همراه شش عکاس خبری دیگر به نامهای جیمز نچتوی ( James Nachtway ) ، کریستوفر موریس (Christopher Morris )، گری نایت (Gary Knight )، ران هاویو (Ron Haviv )، آنتونین کراتوچویل ( Antonin Kratochvil) و جان استنمایر (John Stanmeyer ) ، آژانس عکس VII را راه اندازی کردند. البته تقدیر و سرنوشت نیز حکم کرد که این آژانس عکس به سرعت پیشرفت کرده و در سطح بین المللی شناحته شده شود.

کریستوفر موریس به دلیل مشکلات شخصی اش ، اولین ماموریت آژانس را – که تهیه گزارشی برای مجله ی تایم از قمار و قماربازی در کشورهای حاشیه ی دریای کارائیب در آمریکای مرکزی بود – از دست بدهد. جیمز نچتوی نیز گفت که باید برای برداشتن وسائلش به نیویورک پرواز کند. درست صبح روز بعد، دو فروند هواپیما به برجهای دوقولوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک برخورد کردند و جیمز این شانس را بدست آورد تا از اولین و بزرگترین انفجار و رویداد خبری مهم قرن بیست و یکم جهان عکاسی کند.
آپارتمان آلکساندرا در پاریس ، اولین دفتر VII بود. او که دلش می خواست درباره جنگ علیه تروریسم گزارش و تحقیق کند ، با سقوط طالبان از قدرت، به افغانستان و سپس ایران سفر کرد تا از زندگی زنان در این دو کشور گزارشات مستند تهیه کند.
در سال 2003 به بغداد رفت تا از زندگی شهری ، برای National Geographic عکاسی کند. ولی به دنبال حمله به عراق و جنگ در این کشور، الکساندرا به فلسطین اشغالی رفت تا از زندگی روزمره مردم در نوار غره مستند سازی کند. زمانی که در رام الله مستقر شد، زوج عشقی خود را که یک فیلم ساز فلسطینی به نام « عیسی » بود پیدا کرد. عیسی هر روز پس از اینکه الکساندرا ساعتها در خیابانهای غزه می چرخید، او را در قسمت متعلق به اسرائیل نواز غزه سوار اتوموبیلش می کرد.
اما در ژوئن سال 2007 و در هنگام کار در سرزمینهای اشغالی فلسطین ، الکساندرا به یک بیماری شدید مغری دچار شد و به کما رفت، به طوری که او را با آمبولانس فلسطینی به نوار مرزی بردند، و از آنجا بوسیله یک آمبولانس اسرائیلی به بیمارستانی در اورشلیم (بیت المقدس) منتقل شد ؛ که البته آخرین انتقال زمینی و مرزی وی نیز بود.
پس از تثبیت نسبی وضعیتش، خیلی زود الکساندرا به پاریس منتقل و در آنجا بستری شد، ولی هیچوقت نتوانست هوشیاری اش را دوباره بدست آورد و بالاخره در 5 اکتبر سال 2007 در پاریس ، جان به جان آفرین تسلیم کرد.
در مراسم تدفین او، وزیر فرهنگ فرانسه ، نشان عالی افتخار ، بالاترین جایزه و نشان ملی کشور فرانسه را به وی اهداء کرد.
::: پی نوشت ۱: مجموعه عکسهای مستند الکساندرا از زندگی روزمره زنان در خاورمیانه
::: پی نوشت ۲: معرفی « الکساندرا بولات » در سایت زوم نیوز؛ ترجمه ی ایمان فرزین
::: پی نوشت ۳: نمایش عکسهای ماه در گالری انجمن عکاسان مطبوعات ایران ؛ ۵ عکس از من نیز در بخش ورزشی عکسهای ماه به نمایش در آمده است
::: پی نوشت ۴: آوا ، دختر کوچولوی جاوید نیکپور ، چهل روزه شد
« دن چونگ » ، عکاس چینی روزنامه « گاردین » انگلستان ، عکاس سابق روزنامه Times و خبرگزاری رویترز ؛ عکاس جنگ و مستند اجتماعی ؛ برنده جایزه بهترین عکاس جهان در سال ۲۰۰۴.
خروج مردم از بصره ؛ جنگ عراق ؛ مارس ۲۰۰۳ / عکس: دن چونگ (عکس سال ۲۰۰۴)
مجله ی تخصصی عکاسی با نام " Digital Camera " چاپ کوالالامپور مالزی ، مصاحبه و گفتگویی را با این عکاس معتبر و سرشناس گاردین انجام داده بود، که احساس کردم ترجمه و ارائه ی آن می تواند جالب و برای جامعه ی عکاسان مطبوعات ما مفید باشد. متن کامل مصاحبه ترجمه شده به همراه عکسهای آن را می توانید در سایت زوم نیوز مشاهده کنید.
پی نوشت ۱: عکسهای دن چونگ از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳
پی نوشت ۲: عکسهای دن چونگ از زلزله ی پاکستان در سال ۲۰۰۶
پی نوشت ۳: گفتگو با « دن چونگ » ؛ ترجمه ی ایمان فرزین