هنوز هم « شهرک امید » را بهترین جای ایران می دانم؛ با وجود تمام کاستی هایش، با وجود تمام ظلم هایی که بهش شده ( از سوی شهرداری و بعضی از وزارت خانه های محترم ! ) ، و با وجود خیلی از آدم های پست و کم ارزشی که متاسفانه در آن زندگی می کنند ... شهرک امید هنوز از زیبایی، آرامش، آب و هوا ، وسعت و امنیت خود را به « طور کامل » از دست نداده است ...

من عاشقم ؛ از دیدنش لذت می برم ، با وجود همه ی زشتی هایش ، کاستی هایش ، ولی دوستش دارم و عاشقانه می پرستمش ... دیوانه است و افکارش بعضاً عجیب تر از دیوانه ها ! چه کسی بهتر از او برای دوست داشتن ؟! چه کسی قابل اعتمادتر و دوست داشتنی تر از او برای من هست ؟! ... بازهم می گویم شیفته اش هستم و می پرستمش ... ایمان فرزین را می گویم ؛ من عاشق خودم هستم

امروز (یکشنبه) امتحان مقررات پرواز داشتم، بدک نبود و اگر خدا بخواهد قبول می شوم! بعد از امتحان زیاد حال خوشی نداشتم ، از پله های هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ بازنشست شده که کنار ساختمان دانشگاه است بالا رفتم و روی یکی از صندلی های خاک گرفته نشستم و شروع کردن به فکر کردن ... داشتم دنبال دلیل وجود چیزی به نام « بدی » در دنیا می گشتم و البته به نتیجه خاصی نرسیدم ... بعد از نیم ساعتی یک نفر آمد داخل هواپیمای خالی و گفت دانشگاه تعطیل است همه دارند می روند ... خلاصه آخرش به این نتیجه رسیدم که من یک دیوانه ام ، یک دیوانه ی مریض که نمی تواند نوع مریضی اش را بیان کند ، البته شاید هم مریضی که فقط از دیدگاه خیلی مردم عادی که عیب به حساب بیاید !
پی نوشت: بچه ها رسماً از باشگاه پرسپولیس شکایت کرده اند ؛ سردار محمدی - رئیس سازمان لیگ - هم گفته تا زمانی هم که باشگاه طلب شاکیان را پرداخت نکند، اجازه بازی در فصل جدید لیگ برتر به پرسپولیس داده نخواهد شد!
فکر نمی کنم کسی امروزه عصر یخبندان را با عصر ارتباطات مقایسه کند! البته من این کار را کردم و دیدم تنها تفاوتش این است که الآن دیگر یخبندان نداریم ! SMS ها هنوز قطع است، فیس بوک هنوز بسته است، یاهو مسنجر هم همینطور، ماهواره هم که قربانش بروم اصلاً انگار اختراع نشده ! 360 هم که به لطف مدیران یاهو تا چند روز دیگر بسته خواهد شد ... ما در عصر ارتباطات زندگی می کنیم، و البته رسانه های خارجی « احمق » انگار هنوز معنای واقعی عصر ارتباطات و فناوری را نفهمیده اند ! آنها فقط خبرسازی و حاشیه سازی و دخالت بیجا می کنند، اصلاً تمام عامل بدبختی های ما همین رسانه های خارجی هستند! در خبرها آمده بود خبرنگار یویانی الاصل روزنامه نیوزویک ( فکر کنم ) بازداشت شده است، کثافت ِ آشغالِ خرابکار ! ای کاش اعدامش می کردند تا درس عبرتی شود برای بقیه خبرنگاران خارجی که در ایران فعالیت می کنند! بازهم می گویم جای شکرش باقی است که استفاده از آب و برق و گاز جزو ارتباطات مسحوب نمی شود و گرنه از این ها هم محروم بودیم الآن ! البته وبلاگ من هم هنوز بسته نشده است ... !
دست همگی درد نکند، در زندگی ام انگار فقط آدم نکشته بودم که گویا کشتم ! من زمانی ( تا قبل از ۲۳ خرداد ) حامی محمود احمدی نژاد بودم، که بنا به دلایلی از مواضع قبلی خودم برگشته و اظهار پشیمانی کردم و اذعان داشتم که در مواضع خود بیش از حد تندروی کرده ام. از همگان هم عذرخواهی کردم ؛ از صمیمی ترین دوستانم و همکارانم که موجبات ناراحتیشان را فراهم آورده بودم ، مثل علی جورابچی، علی کاظمی مجرد، ساتیار امامی، علی علوی، مهدی ابراهیمی، فاطمه یزدانی، مهسا فضلعلی، میلاد بهشتی، مهرداد رهبر، احسان رافتی، سعید زارعیان، سعید یوسفی، حامد مومنی، و ... و همه اصلاح طلبان، طرفداران موسوی، مخالفان، و حتی بعضاً کسانی که نمی شناختمشان ! در طول این مدت - چه قبل و چه بعد از انتخابات و تغییر مواضع من - مورد حجوم شدیدترین آماج و حملات لفظی دوستان و غیردوستان قرار گرفتم؛ رکیک ترین الفاظ و توهین ها را متحمل شده و سکوت کردم؛ انواع و اقسام تهمت ها از قبیل آدم فروش، خا**مال، مزدور، مفت خور، جیره خور، بسیجی، اطلاعاتی، دزد، بی شرف، بی ناموس، ... نثار بنده شد؛ حالا چقدر فحش ناموسی و خواهر و مادر شنیدم و دیدم که بماند ! این اواخر حتی بنده را قاتل هم خطاب کردند و ناخواسته دستمان به خون ملت آلوده شد! گویا بنده در خیابان چماق و باتون و اسلحه دستم گرفته و مردم را کشته ام و سرکوب کرده ام ! شاید همین خانم ندا - که روز شنبه و در خیابان به شهادت رسید - را بنده کشته ام و یا از قاتلش حمایت و طرفداری کرده ام !
شما را به خدا دست از سرم بردارید، خدا را شکر من کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری نشدم، وگرنه فکر کنم برای سرم جایزه می گذاشتید! گناه من تنها حمایت از محمود احمدی نژاد بود که آن را هم پس از انتخابات ترک کرده و تغییر موضع دادم. شمایی که هرچه از دهانتان بیرون می آید و هرچه می خواهید می نویسید و در این وبلاگ به عنوان نظر ثبت می کنید، آیا دیواری کوتاه تر از دیوار من نیست ؟! شما که وجودش را ندارید به خیابان بروید و از حق و حقوق خودتان دفاع کنید، آیا جایی بهتر و مناسب تر از وبلاگ ایمان فرزین نیست ؟! اینجا نه کسی تیر شلیک می کند، نه از باتون و چماق و گاز اشک آور خبری هست، نه کسی بازداشت می شود و نه کسی کشته می شود، شاید برای همین است که وبلاگ ایمان فرزین را برای دفاع از حق خودتان به خیابانهای تهران ترجیح داده اید ! خدایی بالای سر هست و حق را از ناحق، گناهکار را از بیگناه تشخیص می دهد ... فقط حیف که خیلی چیزها را نمی توانم اینجا بنویسم ...
لینک ۱: گزارشات تصویری AFP از آخرین حوادث مربوط که اعتراضات انتخاباتی در تهران
اینجا همه چیز قطع است ! فیس بوک، یاهو ، قلم ، موبایل ، اس ام اس ، ماهواره ... ! اینجا هنوز آب و برق و گاز قطع نشده است و جای شکرش باقی است ... !

استاد ارجمندم سردار سرتیپ پاسدار اسماعیل احمدی مقدم
فرماندهی محترم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (ناجا)
با اهداء سلام و تحیات الهی
علیرغم زحمات فراوان فرماندهان گذشته ناجا، بنده به شخصه حضرتعالی را از لایق ترین و مدبرترین فرماندهان نظامی کشور دانسته و به عنوان یک شاگرد، از آشنایی با شما احساس افتخار می کنم و از این به بعد، دلیلی برای پنهان کردن این مهم در انظار عمومی نمی بینم. همیشه خدمت شما ارادت داشته ام و روشن است که جنابعالی نیز همواره به این حقیر لطف داشته اید. در ضمن رفاقت دیرینه ی خود با آقازاده ی محترم شما - سعید - را کاملاً از این قضیه متمایز می دانم و این نامه را بدون درنظر گرفتن هرگونه رابطه ای با حضرتعالی و آقازاده های گرامی برایتان می نویسم؛ امید است توانسته باشم تاثیری هرچند ناچیز در برقراری نظم و امنیت کشورم داشته باشم.
سردار عزیز، بر همه روشن است که کشور ( و علی الخصوص پایتخت ) این روزها شرایط چندان مناسبی ندارد. از آرامش همیشگی هیچ خبری نیست ؛ در نقاط مختلف شهر تجمعات روزانه توسط هواداران کاندیداهای مختلف انتخاباتی برگزار می شود ؛ شبها که تقریباً می شود گفت کسی جرات بیرون رفتن ندارد ! خود بنده به شخصه چند روزی می شود جرات نکرده ام برای انجام کارهای روزمره به مرکز شهر و غرب تهران بروم ... از اینها بگذریم ؛ مامورین یگان های ویژه در نقاط مختلف شهر مستقر هستند و بعضاً به جهت جلوگیری و برخورد با اغتشاش گران و برهم زنندگان نظم و امنیت عمومی، اقداماتی را نیز انجام می دهند. کسی مخالف برخورد با برهم زنندگان امنیت و اراذل و اوباش نیست؛ اما سوال اینجاست که این وسط تکلیف مردم عادی و بیگناه چه می شود ؟! حضرتعالی فرموده اید « تفکیک مردم عادی و آشوبگران برای پلیس کار دشواری است » و از مردم خواسته اید در مناطقی که تجمعات غیرقانونی و یا اغتشاش صورت می گیرد تردد نکنند. به نظرتان در شرایطی که استفاده از انواع وسائل ارتباطی از قبیل موبایل، پیامک یا همان SMS ، اینترنت، فیس بوک، یاهو و ... در این چند روز امری بسیار دشوار و بعضاً حتی غیرممکن گشته، مردم عادی چطور می توانند محل وقوع درگیری و یا اغتشاشات را پیش بینی کنند ؟! آیا برای انجام امور روزمره، اداری، بانکی و شخصی نیز نباید از منزل خارج شد ؟! کسانی که محل کارشان، محل تحصیلشان، محل کسبشان، و حتی منزلشان در مناطق خاصی از شهر قرار دارد، نباید در این محل تردد داشته باشند ؟!

من کاملاً بر دشواری تفکیک اوباش و عامه برای پلیس اشراف دارم؛ ولی جمله ی حضرتعالی را به این قضیه تشبیه می کنم : من یک قاضی هستم و درباره ی موضوعی به ۲ نفر مشکوک هستم و قدرت تفکیک سالم و مجرم بودن این دونفر را هم ندارم. آیا درست که چون نمی دانم کدامیک گناهکار هستند، هر دو را مجازات کنم ؟!!

آیا بهتر نیست فرماندهان ستادی و ناحیه ای شما نیز نیروهای خود را جهت جلوگیری از تخریب بانکها و اموال عمومی بسیج کنند و به آنها بفهمانند که بسیار دختران و پسران، زنان و مردان، دانشجویان، کارمندان و مردم بیگناه و عادی در طول روز در خیابانهای شهر تردد می کنند ؟! آیا اصلاً قیافه ی اینها به اوباش و اغتشاشگر می خورد ؟! این کار نه تنها به برقراری و ثبات امنیت شهری کمکی نمی کند، بلکه در دل بسیاری از مردم ترس و وحشت ایجاد می کند؛ همانطور که همین الآن در خیلی ها ایجاد کرده ... سردار عزیزم، شما را همچون پدرم دوست دارم ، سعید را هم مثل برادر خودم ؛ پدر بنده هم نظامی و از فرماندهان ارشد ارتش بوده و خوب می دانم یک نظامی چقدر زحمت کشیده و می کشد ؛ زحماتی که شما در طول این چند سال بخصوص در پلیس مرزبانی ناجا و در جهت امنیت مرزهای شرقی کشور انجام داده اید را هیچکس نمی تواند انکار کند؛ زحمات سردار سیدمجتبی - فرمانده محترم یگان ویژه - نیز بسیار ارجمند است؛ ولی آیا درست است که چنین زحماتی با تخلفات و بی عدالتی عده ای اینگونه زیر سوال برود ؟ آیا در کشوری که چنین پلیس قدرتمندی دارد، درست است که عده ای با لباس شخصی - عده ای معلوم نیست بسیجی اند، بسیجی نیستند، ضابطین قضائی هستند یا نه، اصلاً حکم ماموریت دارند یا نه ، و ... - در خیابان ها و حتی در دانشگاه ها به مردم حمله کرده و موجبات نا امنی و رعب و وحشت را فراهم آورند ؟ آرزوی هر ایرانی، آرزوی من و آرزوی شما، برقراری کامل نظم، آرامش و امنیت در کشور است، امید است با درایت شما و همکارانتان در نیروی انتظامی، این امر محقق گردد.
دوستدار شما - ایمان فرزین
لینک ۱: حركت خودجوش موتورسواران حزب الله به منظور برقراري امنيت در تهران برگزار شد

اعتراضات پیوسته ی حامیان میرحسین موسوی و مخالفان انتخابات دهم، با سرکوب یگان های عملیاتی پلیس مواجه شد. به نظرم این خیل عظیم مردم اعم از زنان، مردان، پسران، دختران و پیر و جوان را به هیچ عنوان نمی توان « اراذل و اوباش » خطاب کرد! هر روز و هر شب چندین نفر در تهران و دیگر شهرستان ها کشته و زخمی می شوند؛ خود من به شخصه جرات ندارم غروب به بعد در مرکز شهر و غرب تهران تردد کنم. من تا ظهر روز یکشنبه (کنفرانس خبری محمود احمدی نژاد) یکی از طرفداران پروپاقرص ایشان بودم، مطالب و پست های قبلی وبلاگم نیز گویای این مهم است. اما من با دروغ، تحقیر، سرکوب و کشتار مخالفم؛ به نظرم هر انسانی برای خود حریم شخصی دارد و کسی حق تعرض به این حریم را ندارد ... ای کاش من هم مثل گذشته دوربین داشتم و در خیابان ها عکاسی می کردم ... عکسهای استاد بزرگوارم وحید سالمی، عکاس خبرگزاری آسوشیتد پرس ( AP ) و همچنین عکسهای اولیویر لابان ، عکاس Getty Images را پایین لینک گذاشتم و پیشنهاد می کنم حتماً ببینید.
البته من هنوز هم با میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی مخالفم و به هیچ عنوان این دو بزرگوار را قبول ندارم؛ ولی همینجا از مواضع قبلی خود در حمایت بی قیدوشرط از دولت نهم نیز بر می گردم، من در خیلی از موارد اشتباه کردم ... من را ببخشید و همینجا از همه ی کسانی که با اشتباهاتم ناراحتشان کردم عذر می خواهم ؛ علی جورابچی، علی علوی، نگین کلانتری، سارا، سعید یوسفی، حامد مومنی، فاطمه یزدانی، ساتیار امامی و ... حرف من فقط این بود که شخص محمود احمدی نژاد، انسان بهتری است نسبت به محمد خاتمی و خیلی های دیگر ؛ همین ... شاید من هم باید بیشتر تامل کنم ، من هم یک انسانم و اشتباه می کنم ...
لینک ۱: فرماندار تهران اعلام کرد: ۷ کشته و ۲۹ زخمی حاصل درگیری های دیروز تهران
لینک ۲: عکسی از کشته شدن یکی از معترضان به نتایج انتخابات در تهران / وحید سالمی
لینک ۴: پس از ده سال، حمله ی مجدد به کوی دانشگاه تهران، و دانشگاه صنعتی اصفهان توسط اراذل و اوباش
لینک ۵: فرمانده نیروی انتظامی: مردم عادی در مسیرهای تجمع و درگیری مخالفان تردد نکنند
۲۴ خرداد ۱۳۸۸ – تهران : شاید خود کاندیداهای انتخاباتی هم فکرش را نمی کردند که دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری – و البته روزهای بعد از آن – به یک معضل اجتماعی و شاید امنیتی تبدیل شود. البته این نکته هم شایان ذکر است که اختلاف رای بالای محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی ( که فکر شکست با چنین اختلاف رای را هم نمی کرد ) اوضاع را آشفته تر کرد. دو کاندیدایی که درگیری های آنان از چندین روز قبل و در مناظره های تبلیغاتی آغاز شد. هرچه که هست، اوضاع این روزها در کشور و به خصوص در تهران آشفته است؛ درگیری های خیابانی، شورش، اغتشاش، و پلیس که از قبل هم اعلام کرده بود با هرگونه تجمع بدون مجوز به شدت برخورد می کند. احساس بسیار بدی دارم؛ اوضاع آشفته و وضعیت قرمز و بحرانی پایتخت، اصلاً لذت بخش و دوست داشتنی نیست ... شاید این هم جزئی از سیاست های کثیف انگلیس باشد که هنوز هم دارد با ما بازی می کند ... و شاید هم چیز خاصی نباشد ... بعضی از حرفهای گذشته ام را همینجا پس می گیریم؛ شاید در بعضی از موارد اشتباه می کردم ... امیدوارم هرچه که هست و هرچه که می شود، به صلاح مملکت و کشور باشد.